تبليغاتX
هانیه
هانیه
دینی’ اجتماعی فرهنگی
قتل مروه شربيني به دستور دولت آلمان بوده است
شریعتمداری: قتل مروه شربيني به دستور دولت آلمان بوده است

 یادداشت روز کیهان

شهادت مظلومانه «مروه شربيني» بانوي محجبه مصري در دادگاه شهر «درسدن» آلمان اگرچه خشم ملت هاي مسلمان و بسياري از آزادانديشان جهان را به دنبال داشته است و ديروز در ايران اسلامي نيز تابوت نمادين او كه به حق «شهيده حجاب» نام گرفته است روي شانه نمازگزاران جمعه تشييع شد و اين خشم و خروش هر چند به زودي خاموش نخواهد شد، اما در اين ميان نكته اي است كه متأسفانه از نگاه و كانون توجه جهان اسلام و ملت هاي مسلمان دور مانده است و آن نكته- بخوانيد يك واقعيت تلخ و غير قابل انكار- اين كه، مروه شربيني را دولت آلمان به شهادت رسانده است، نه «يك شهروند آلماني»!

تا آنجا كه در گزارش هاي خبري آمده است، ملت هاي مسلمان در خشم و خروش خود عليه اين جنايت خواستار محاكمه قاتل آلماني و اشد مجازات براي او شده اند و ديروز بالاترين مقام دادستاني مصر- دادستان كل - در واكنش به اعتراض گسترده مردم اين كشور كه سكوت دولت مصر را معني دار! و نشانه وابستگي حسني مبارك مي دانستند، در يك كنفرانس مطبوعاتي و راديو تلويزيوني اعلام كرد تحقيقات درباره چگونگي حادثه منجر به شهادت مروه شربيني را آغاز كرده و به مردم خشمگين مصر قول داد؛ بعد از پايان تحقيقات از دولت مصر مي خواهد، عليه قاتل آلماني به دولت اين كشور شكايت كند!

از سوي ديگر «شيخ محمد طنطاوي» مفتي اعظم - بخوانيد درباري- مصر كه سال گذشته در كنفرانس اديان در نيويورك شركت كرده و همزمان با جنايات وحشيانه صهيونيست ها عليه مردم غزه، در حاشيه اين كنفرانس با شيمون پرز رئيس جمهور رژيم صهيونيستي به خوش و بش نشسته بود، طي مصاحبه اي درباره شهادت مروه شربيني ضمن محكوم كردن اين جنايت، هشدار مي دهد كه «بايد مراقب بود، اين حادثه به روابط دنياي اسلام با جهان غرب آسيب نرساند»! و...

ماجرا، اما فراتر از جنايت يك شهروند آلماني است و شواهد و قرائن موجود- آنگونه كه خواهد آمد- كمترين ترديدي باقي نمي گذارد كه قتل مروه شربيني به دستور مستقيم دولت آلمان صورت گرفته و قاتل اگرچه مستحق مجازات مرگ است- و ان شاءالله اين مجازات به دست مسلمانان غيرتمند حتي در زندان شهر «درسدن» انجام پذيرد- ولي وي در اين ماجرا فقط عهده دار يك مأموريت بوده است. چرا...؟!

1- از اكتبر سال 2001 ميلادي- يك ماه بعد از ماجراي حمله به برجهاي دو قلوي تجارت آمريكا در نيويورك- و در پي يك مصوبه از سوي دستگاه قضايي آلمان، تمامي مراجعه كنندگان به دادگاه- غير از قاضي و دادستان- بازرسي كامل بدني مي شوند. مطابق اين مصوبه كه اجراي آن با دقت نزديك به وسواس انجام مي پذيرد، مأموران پليس علاوه بر آن كه تمامي مراجعه كنندگان را از دروازه هاي اشعه ايكس- XRAY- عبور مي دهند، محتويات جيب، كيف دستي و حتي كف كفش هاي آنها را به دقت بازرسي مي كنند تا آنجا كه نه فقط چاقو يا آلات قتاله ديگري نظير آن، بلكه از ورود «دسته كليد» و تلفن همراه به دادگاه نيز جلوگيري مي كنند. اين بازرسي منحصر به دادگاه هاي جنايي نيست، بلكه در دادگاههايي كه موضوع رسيدگي آنها دعاوي حقوقي است هم بازرسي هاي مورد اشاره به دقت و بي وقفه انجام پذيرفته و مي پذيرد. بنابراين «آليكس»، قاتل «شهيده حجاب» چگونه موفق به حمل دشنه شده و اين آلت قتاله علي رغم عبور از دروازه هاي اشعه ايكس و بازرسي دقيق بدني از چشم مأموران آلماني پنهان مانده است؟!

2- قاتل «مروه شربيني» در حالي كه مأموران پليس- علي القاعده- به دقت ماجراي محاكمه را زير نظر داشته اند خود را به «مروه» رسانده و با وارد آوردن 18 ضربه چاقو، آن بانوي مظلومه و باردار را به شهادت رسانده است. چرا مأموران آلماني به محض حمله ور شدن آليكس به «مروه» مانع او نشده اند. مخصوصاً آن كه وي به عنوان متهم در دادگاه حاضر شده بود و مطابق يك روال تعريف شده در تمامي مجامع حقوقي، مأموران موظف هستند كه بيشترين توجه خود را معطوف به متهم كرده و از اقدامات غير منتظره و احتمالي وي جلوگيري به عمل آورند. چرا مأموران حاضر در دادگاه با وجود آن كه اتهام اوليه متهم، حمله به «مروه» در يك پارك بوده است دقت و توجه لازم و ضروري در اينگونه موارد را كنار گذاشته و به قاتل اجازه حمله داده اند؟!

3- قاتل شهيده حجاب، بعد از حمله با وارد آوردن 18 ضربه چاقو آن زن مسلمان و مظلومه را به شهادت رسانده است، به بيان ديگر، قاتل براي وارد كردن 18 ضربه چاقو، از وقت و فرصت كافي!! برخوردار بوده است و مأموران از آغاز حمله تا پايان ماجرا- بخوانيد مأموريت آليكس- فقط شاهد و ناظر صحنه بوده و كمترين عكس العملي از خود نشان نداده اند و حال آن كه بلافاصله بعد از حمله قاتل مي توانستند مانع وي شوند و از شهادت «مروه» جلوگيري كنند. بنابراين كمترين ترديدي نيست كه قاتل با اطمينان از عدم دخالت مأموران حاضر در دادگاه و بدون دغدغه از پيشگيري و ممانعت آنها مرتكب جنايت شده و تا اطمينان كامل از شهادت «مروه» به مأموريت خود ادامه داده است. توجه شود؛ 18 ضربه چاقو در مقابل چشم مأموران پليس آلمان!! چگونه ممكن است؟!

4- نكته درخور توجه ديگري كه در مأموريت «آليكس دبليو» از سوي دولت فاشيست آلمان و برنامه از قبل طراحي شده براي شهادت «مروه شربيني» كمترين ترديدي باقي نمي گذارد، شليك مأموران آلماني به سوي همسر آن شهيده است. پليس آلمان در تمامي مدتي كه قاتل با وارد كردن 18 ضربه چاقو به مروه شربيني در حال انجام مأموريت خود بود، ساكت و بي حركت باقي مانده ولي به محض آن كه همسر مروه براي نجات وي به سوي او مي رود، پليس با شليك گلوله او را از پاي درمي آورد! شليك به همسر مروه نشان مي دهد كه مأموران پليس نه فقط دقيقاً صحنه قتل را زير نظر گرفته بودند بلكه وظيفه داشتند از هر اقدامي كه مانع از انجام مأموريت آليكس شود نيز جلوگيري كنند!

5- جرم اوليه قاتل، ايجاد مزاحمت براي «مروه» در يك پارك و متهم كردن وي به «تروريست» بوده است. آنهم، فقط به فقط از آن روي كه زني مسلمان و محجبه بوده است. اكنون به اظهارات مقامات آلماني طي چند سال اخير مراجعه كنيد. مگر آنها در مصاحبه ها، اظهارنظرها و نوشته هاي رسمي خود مسلمانان را به «تروريست» بودن متهم نمي كنند؟! و مگر خانم آنجلا مركل - آنجلا يا تلفظ آلماني آن، آنگلا به معني «فرشته» است كه «ديو» و «شيطان» نام با مسماتري براي اوست- معتقد نبود كه در جريان انتخابات تركيه، روسري همسران طيب اردوغان و عبدالله گل از نطق هاي انتخاباتي آنها در پيروزي اسلامگرايان مؤثرتر بوده است! و مگر دهها مقاله در نشريات آلماني پيرامون خطر اسلام!! و مخصوصاً حجاب زنان مسلمان نوشته نشده است؟! و ... بنابراين «آليكس دبليو» در همان چارچوبها دست به جنايت زده است كه دولت هاي اروپايي از جمله دولت آلمان تصوير و ترسيم كرده و مي كنند.

6- در ميان كشورهاي اروپايي، دولت آلمان به «دولت تحقير شده» معروف است و به عنوان دولتي كه صهيونيست ها زمام امور آن را در دست دارند شناخته مي شود. كافي است بدانيم كه يهوديان آلمان در حالي كه فقط 150هزار نفر از جمعيت چند ده ميليوني آلمان هستند، بيش از 145 كرسي از پارلمان اين كشور را در قبضه خود دارند و اين باج گيري صهيونيست ها طي 6 دهه اخير- بعد از جنگ جهاني دوم و اشغال آلمان از سوي متفقين- همواره با اعتراض شديد مردم اين كشور روبرو بوده است.

دولت آلمان به دولت «قتل هاي پنهان» نيز شهرت دارد و اسناد فراواني حكايت از آن دارند كه آلمان ها بسياري از مخالفان سياسي خود را با صحنه سازي هاي جعلي به قتل رسانده اند تا آنجا كه اتوبان هاي اشتوتگارت به عنوان قتلگاه اعضاي گروه بادرماينهوف- جبهه گارد سرخ RAF- شهرت جهاني دارد. مأموران پليس مخفي آلمان اعضاي اين گروه را در صحنه هاي ساختگي تصادف در اتوبان هاي آلمان- و مخصوصاً اشتوتگارت- به قتل مي رساندند و گفته مي شود سريال تلويزيوني «هشدار براي كبري 11» كه موضوع آن جنايت در بزرگراه هاي آلمان است و معمولاً با صحنه هاي هولناك تصادف اتومبيل نيز همراه است به سفارش سازمان اطلاعاتي آلمان- BND- ساخته شده و هدف از آن پاك كردن غير مستقيم ماجراي قتل هاي پنهان مخالفان در اتوبان هاي آلمان از افكار عمومي مردم اين كشور است، البته بي آن كه دست اندركاران ميداني اين سريال تلويزيوني از هدف اصلي آن با خبر باشند!

7- با توجه به شواهد و قرائن ياد شده، شهادت «مروه شربيني» نمي تواند يك جنايت معمولي در كنار ساير جناياتي باشد كه همه روزه در كشورهاي اروپايي- مخصوصاً آلمان- اتفاق مي افتد، بلكه بدون كمترين ترديدي عامل اصلي اين جنايت دولت آلمان است و اولين و ابتدايي ترين اقدام در برابر اين جنايت كه عليه تماميت جهان اسلام صورت پذيرفته ، اخراج سفراي دولت فاشيست آلمان از كشورهاي اسلامي است، خواسته برحقي كه ملت هاي مسلمان نبايد از آن چشم پوشي كنند.

در اين ميان، از جمهوري اسلامي ايران كه پرچمدار نهضت جهاني اسلام است انتظار مي رود در اخراج سفير دولت فاشيست آلمان پيشگام باشد.

بحران مالي اخير غرب، آلمان را در شرايط اقتصادي شكننده اي قرار داده است، هر هفته تعدادي از مراكز بزرگ صنعتي و تجاري آلمان ورشكست شده و آلمان صنعتي و ثروتمند چند دهه اخير به ورطه سقوط اقتصادي نزديك شده است. در اين حال، قطع رابطه سياسي و اقتصادي كشورهاي مسلمان با دولت فاشيست و آدمكش آلمان ضربه اي هولناك و انتقام پشيمان كننده اي براي اين كشور بحران زده و جنايتكار خواهد بود بي آنكه كمترين تأثير منفي براي جهان اسلام در پي داشته باشد.

«مروه شربيني» فقط يك زن مسلمان مصري نيست، او نماد همه زنان مسلمان است و انتقام خون به ناحق ريخته اين شهيده بايستي منطقي ترين انتظار و جدي ترين خواسته ملت هاي مسلمان از دولت هاي خود باشد.

|+| نوشته شده توسط هانیه در جمعه 1388/08/15 ساعت 11:15 بعد از ظهر |

گفتگو با خدا

از خدا خواستم تا دردهايم را التيام بخشد


خدا پاسخ گفت:


مخلوق من ! هر دردي را درماني است و اين تو هستي که بايد درمان دردهايت را بجويي


از خدا خواستم تا جسم ناتوان مرا توانايي بخشد


خدا پاسخ گفت:


آفريده من آنچه بايد تکامل يابد روح توست جسمت تنها قالب گذراست


از خدا خواستم تا به من صبر عنايت کند


خدا پاسخ گفت:


بنده قدرتمند من! صبر حاصل سختي است عطا شدني نيست بلکه آموختني است


از خدا خواستم تا مرا شادي و شعف بخشد


خدا پاسخ گفت:


نازنين من به تو موهبت بسيار بخشيدم شاد بودن با خود توست


از خدا خواستم تا رنج هايم را کاستي دهد


خدا پاسخ گفت:


مخلوق صبورم بهاي رنج تو دوري از دنيا و نزديکي به من است


از خدا خواستم تا روحم را شکوفا سازد


خدا پاسخ گفت:


پرور روح تو با تو اما آراستن آن با من

|+| نوشته شده توسط هانیه در جمعه 1388/08/15 ساعت 11:9 بعد از ظهر |

دروغهاي مادرم

دروغهاي مادرم
ترجمه: جليل كيان مهر
مادرم هميشه به من راست نمي گفت 8بار درزندگي به من دروغ گفت !!!!!
اين داستان از زمان كودكيم شروع مي شود ومن تنها فرزند خانواده اي بسيار فقير بودم. غذاي كافي براي سير كردن شكم نداشتيم. يكي از روزها كمي برنج يافت شد كه بخوريم وشكممان را با آن سير كنيم، مادرم سهم خود را به من داد وهنگامي كه داشت برنج بشقاب خود را روي بشقاب من مي ريخت گفت: بخور پسرم من گرسنه نيستم واين اولين دروغش بود.
بعد از اين كمي بزرگ شدم مادرم پس از انجام كارهاي خانه به صيد ماهي دررودخانه كوچك كنار منزل مي رفت. او آرزو داشت كه ماهي بگيرد كه من بخورم ودچار سوء تغذيه نشوم وخوب رشد كنم.
يك بار به لطف خدا توانست دوتا ماهي بگيرد .سريع به خانه برگشت وآنها را پخت وجلوي دستم گذاشت من هم شروع به خوردن كردم يكي از آنها را خوردم ومادرم را مي ديدم كه گوشت لا به لاي استخوان ها ي بافيمانده را مي خورد. قلبم به خاطر اين مسئله نا راحت شد ماهي دوم را جلوي دستش گذاشتم كه بخورد، فوراً آن را به من پس داد وگفت پسرم: اين را هم خودت بخور مگر نمي داني كه من ماهي دوست ندارم.واين دومين دروغش بود.
كمي بزرگتر شدم ووقت رفتن به مدرسه . اما پولي نداشتيم كه وسايل مدرسه بخرم وبه مدرسه بروم. مادرم به بازار رفت و با يكي از فروشگاه هاي لباس و پوشاك صحبت كرد كه به او پوشاك بدهد تا آن را درمحله ها وكوچه ها به زنان ودختران بفروشد

يكي از شبهاي زمستان بود كه مادرم تاخير كرد وبه خانه نيامد ، دنبالش رفتم دو سه كوچه پايين تر پيداش  كردم كه مقدار زيادي پوشاك را با شانه هايش حمل مي كرد وزنگ درخانه را مي زد كه بفروشد.او را صدا زدم مادر! چرا به خانه بر نمي گردي دير وقت است وهوا هم خيلي سرده، فردا هم بايد زود بري سركار، به رويم لبخندي زد وگفت :پسرم من نگران نيستم واين دروغ سومش بود.
سال تحصيلي به پايان رسيد ووقت امتحان نهايي سال بود .مادرم اصرار داشت كه همراهم به مدرسه بيايد.
سرجلسه امتحان رفتم ومادرم جلوي آفتاب گرم وسوزان منتظرم بود.زنگ پايان زده شد وامتحانم تمام شد .از مدرسه خارج شدم ،مادرم به شدت مرا درآغوش گرفت وبه قبولي درآزمون مرا مژده داد . او يك نوشيدني سرد برايم خريده بود ومن هم از شدت تشنگي آن را نوشيدم تا سيراب شدم، خيلي خنك وبا مزه بود، ناگهان نگاهم به صورت مادرم افتاد كه از شدت گرما عرق از آن مي چكيدف فورا با قيمانده نوشيدني را بهش دادم وگفتم بخور مادر جان، آن را بهم برگرداند وگفت : پسرم تو بخور من تشنه نيستم واين چهارمين دروغش بود.
بعد از مرگ پدرم همه خرج ومخارج زندگي روي دوش مادربيوه تنهايم افتاد. او مجبور بود كه همه نياز هاي خانواده را برطرف كند .به همين خاطر بشدت تحت فشار قرارگرفتيم.عمويم مردخوبي بود او نزديك ما زندگي مي كرد وبرايمان بخور ونميري مي فرستاد. همسايه ها شدت وسختي وتنگناي ما را مي ديدند ، مادرم را نصيحت مي كردند كه با مرد خوبي كه بتواند خرجمان را تهيه كند ازدواج كند اما مادرم قبول نمي كرد ومي گفت من شوهر دوست ندارم .واين پنجمين دروغ مادرم بود.
بعد از اينكه درسم تمام شد واز دانشگاه فارغ التحصيل شدم .استخدام شدم وحقوق ومزايايم خوب بود.معتقد بودم كه الان وقتش رسيده كه مادرم استراحت كند وخودم مسؤليت خرج خانه را به عهده بگيرم.چرا كه مادرم ديگه توانايي گشتن درخانه ها را نداشت ولي دركنار خيابان زيراندازي پهن مي كرد وهرروز صبح سبزي مي فروخت.مقداري از حقوقم را به او اختصاص مي دادم ولي او قبول نكرد وگفت: پسرم مال خودت را براي خودت نگهدار من به اندازه كافي دارم. واين ششمين دروغ مادرم بود.
تحصيل ضمن خدمت برايم فراهم شد وبه درجه فوق ليسانس رسيدم وحقوقم ارتقا پيدا كرد. از طرف شركت برگزيده شدم كه در شاخه اصلي ومركزي آلمان فعاليت كنم اين بود كه احساس خوشبختي كردم وپيشنهادشان را پذيرفتم وبعد از استقرار درآنجا با مادرم تماس گرفتم وواورا دعوت كردم كه با من درآلمان اقامت كند واما او دوست نداشت كه مرا اذيت كند وگفت: پسرم من زندگي مرفه دوست ندارم واين هفتمين دروغ مادرم بود.
مادرم پير وسالخورده گشت ودچار سرطان چشم شد ولازم بود كه كنارش باشم تا از او مراقبت كنم –اما چكار كنم كه بين من ومادرم كشورها فاصله بود.همه چيز را رها كردم وبه ملاقاتش رفتم .
اورا دربستر بيماري ديدم درحالي كه تازه عمل كرده بود وقتي مرا ديد تلاش كرد كه لبخند بزند وقلبم داشت دراتش مي سوخت آنقدر ضعيف وناتوان شده بود.اومادري كه من مي شناختم نبود، اشك از چشمانم سرازير شد واما مادرم تلاش مي كرد كه با حرفهايش مرا خوشحال كند وگفت: گريه نكن پسرم من احساس درد نمي كنم- واين هشتمين دروغ مادرم بود.
وبعد از اين كه اين جمله را گفت : چشمانش را فرو بست وديگر هيچگاه باز نكرد......
به تمامي كساني كه از نعمت مادر درزندگي شان برخوردارند.
وبه تمامي كساني كه مادرشان را از دست داده اند:
هميشه بياد آريد كه چقدر خاطرتان خسته شده وهميشه ازخداوند برايش رحمت ومغفرت بخواهيد
دوستت دارم مادر

منبع: نور اسلامنا
مترجم : جليل كيان مهر

http://www.taghwa.com

|+| نوشته شده توسط هانیه در جمعه 1388/08/15 ساعت 11:4 بعد از ظهر |

دلتنگی هایم برای خدا
دلتنگی هایم برای خدا

دلتنگی هایم برای توست و دلخوشیهایم برای خاکیان ....مرا ببخش مهربانم
برای خدا....


منو تو آغوشت بگیر خدا می خوام بخوابم

آخه تو تنها کسی بودی که دادی جوابم

منو تو آغوشت بگیر می خوام برات بخونم

روی زمین چقدر بده می خوام پیشت بمونم

کی گفته باید بشکنم تا دستمو بگیری؟

خسته شدم از عمری غربت و غم واسیری

کی گفته باید گریه ی شبامو در بیاری؟

تا لحظه ای وقت شریفتو واسم بذاری

توی آغوش تو آرامش محضه

منو با خودت ببر حتی یه لحظه

بغلم کن منو بردار ببرم دور

ببرم از این زمین سرد و ناجور

وقتی باید واسه ی رها شدن یه بی فروغ بود

واسه آرامش نسبی کلی حرفای دروغ بود

توی دنیا هرچیزی قیمتی داره حتی وجدان

اینا رو هیچ جا ندیدم نه تو انجیل نه تو قرآن

وقتی دنیا همه حرف پوچ و مفته

صدای هق هق تو پس کی شنفته؟

تو که می گی پیشمی تا لحظه مرگ

این که می گن می شکنی رنجم می دی بگو کی گفته؟

توی آغوش تو دیگه تنها نیستم

هر نفس اسیر دست غمها نیستم

دیگه عاشقانه تر از عاشقانه ام

واسه موندن دیگه با بهانه ام

توی آغوش تو از درد خبری نیست

از دروغ و حرفای زرد اثری نیست

نمی بینی کسی از هراس نونش

جلو حرف ناصواب بنده زبونش

توی آغوش تو آرامش محضه.......
http://www.taghwa.com/ftopicp-654.html#654
|+| نوشته شده توسط هانیه در جمعه 1388/08/15 ساعت 10:59 بعد از ظهر |

همه شهر را بمباران میکنند

کدام سازمان جهانی هست که اشک انها را ببیند

حتی بیمارستان و دانشگاه و مساجد را هم می زنند

این همه تانک برای کشتار کودکان و زنان مسلمان غزه آماده کردند.

اگر نشنوید صدایشان را

مسلمان نیستید

IF YOU WONT THEIR SHOUTS

YOU DONT MUSLIM

|+| نوشته شده توسط هانیه در یکشنبه 1388/08/03 ساعت 9:42 قبل از ظهر |

استقبال زنان از "حجاب مغناطيسي"
 

استقبال زنان از "حجاب مغناطيسي"

«خانم هيراواتي ويدودو» گفته است از آنجا كه درماه رمضان حجاب در ميان بانوان اندونزيايي فراگیرتر مي‌شود،‌ لذا اين نوع تازه از پوشش با استقبال خوبي مواجه شده است.

به گزارش ابنا، به گفته ويدودو، در دوخت اين مقنعه از نخ‌هایي با خاصيت مغناطيس استفاده شده كه براي درمان انواع سردردها مفيد است.‌ غير از نخ‌هاي مغناطيسي، نوع دوخت اين پوشش هيچ تفاوت ديگري با انواع مشابه آن در بازار ندارد.

به گفته سازنده مقنعه مغناطيسي، اين نوع پوشش در اندونزي، مالزي و خاورميانه توزيع شده و به فروش رفته است.

بنا بر این گزارش، مغناطيس علاوه بر دارا بودن خاصيت درمان بيماري‌هاي مغزي،‌در بهبود ساير دردهاي بدن و نيز درمان كم‌خوني زنان نيز مفيد است.

منقول از سايت
http://www.taghwa.com/ftopict-228.html

|+| نوشته شده توسط هانیه در یکشنبه 1388/08/03 ساعت 9:32 قبل از ظهر |

واكنش شيخ يوسف قرضاوي به حوادث اخير مسجد الاقصي
شيخ قرضاويواكنش شيخ يوسف قرضاوي به حوادث اخير مسجد الاقصي

شيخ يوسف قرضاوي رئيس اتحاد جهاني علماي اسلام در اعتراض به حوادث اخير  در فلسطين و حمايت از مسجد الاقصي 
خواستار نا اميد نشدن مسلمانان و استقامت آنان شد
و ي اظهار كرد كه يهوديان تمام جهان  با تمام  قواي جسمي و حتي مالي و ساير خدماتشان  به صهيونيست كمك رساني مي كنند اما  در كشور هاي عربي و اسلامي شنيده مي شود كه مي گويند فلسطينيان خود در مقابل فلسطين مسئولند اما آيا مسجد الاقصي فقط ملك فلسطين است و  به مسلمانان ربطي ندارد ؟ وي در ادامه افزودند صلاح الدين ايوبي يك مجاهد كرد بود كه  مسجد الاقصي را آزاد كرد و يهوديان را شكست داد.
شيخ قرضاوي در ادامه سخنانشان افزودند: سه مسجد در دنيا از اهميت بسيار زيادي برخوردار ند :  1- مسجد الحرام  2 - مسجد النبي  3- مسجد الاقصي در فلسطين  .
ايشان خاطر نشان كردند كه در قطر و ديگر بلاد اسلامي  جوانان زيادي پيش من مي آيندمي گريند  و مي گويند ما مي خواهيم به جهاد برويم و حاضريم براي آزادي مسجد الاقصي شهيد شويم  و از بستن راهها  نارحت و نگرانند  .
شيخ همچنين فرمودند كه مردم ما بيدارند و هيچگاه ملتها  نمي ميرند  و در پايان از مردم  خواستند كه روز جمعه به خيابانها بروند و خواستار باز شدن راهها از مسئولين و دولت شوندو اعتراض خود را  اعلام كنند
و همچنين از مسلمانان خواستند  كه شب جمعه را شب بيداري كنند و براي مسجد الاقصي  دعا كنند و آزادي و پيروزي مسلمانان فلسطين را از باري تعالي خواستار شوند .

مترجم : ام مهند به نقل از الجزيره 
منقول از سايت تقوي
 
|+| نوشته شده توسط هانیه در سه شنبه 1388/07/14 ساعت 5:31 بعد از ظهر |

اندرزهای دهگانه
اندرزهای دهگانه

حضرت عائشة رضي الله عنها از نبی اکرم صلی الله عليه وسلم روايت می کند که فرمود: وقتی که خداوند بخواهد اهل بهشت را داخل بهشت کند فرشته ای را با هديه ای ولباسی از بهشت نزد آنان می فرستد. ووقتی که بخواهند داخل آن شوند،فرشته به آنها می گويد: بايستيد،هديه ای از طرف پروردگار عالم نزد من است. می گويند آن چيست؟ فرشته می گويد: آن هدايا ده انگشتری هستند:

بر اولی نوشته شده است.{ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِينَ} [الزمر: 73] « سلام بر شما مبارکتان باد،داخل آن شويد. برای هميشه.»

بر روی دومی نوشته شده است:(رفعت عنکم الأحزان والهموم) " غم واندوه از شما بر طرف ودور گرديد".

برسومی نوشته شده است:{وَتِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِي أُورِثْتُمُوهَا بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ}[الزخرف: 72] « آن بهشتی است که به سبب اعمال نيکی که انجام داده ايد،ارث وملک شما کرديم.»

بر روی چهارم نوشته شده است:(ألبسناکم الحِلَلَ والحلي) " لباسی حرير را به شما می پوشانيم وشما را آراسته می کنيم."

بر روی پنجمی نوشته شده است:{ كَذَلِكَ وَزَوَّجْنَاهُم بِحُورٍ عِينٍ} [الدخان : 54] «حوريهای زيبا روی را به ازدواج آنان در آورده ايم.»{ إِنِّي جَزَيْتُهُمُ الْيَوْمَ بِمَا صَبَرُوا أَنَّهُمْ هُمُ الْفَائِزُونَ} [المؤمنون : 111] « من امروز به سبب صبر و تحملی که داشتند پاداششان می دهم که آنان خودشان رستگار هستند.»

بر روی ششمی نوشته شده است: ( هذا جزاؤکم اليوم بما فعلتم من الطاعة) " اين پاداش شما است امروز به سبب طاعتی که انجام داديد ".

بر روی هفتمی نوشته شده است:( صر تم شباباً لا تهرمون أبداً) " جوان گشتيد که هيچوقت پير نمی شويد ".

بر روی هشتمی نوشته شده است:( صرتم آمنين لا تخا فون أبداً) "در امنيت قرار گرفته ايد هر گز نترسيد".

برروی نهمی نوشته شده است: (رافقتم الأنبياء والصدقين والشهداءَ والصالحين) "همراز وهمنشين انبياء وصادقان وشهيدان وصالحان شده ايد".

بر روی دهمی نوشته شده است: ( سکنتم فی جوار الرحمان ذی العرش الکريم ) " در جوار خداوند بخشنده صاحب عرش کريم ساکن شده ايد ".

سپس فرشته رحمت می گويد:{ادْخُلُوهَا بِسَلاَمٍ آمِنِينَ} [الحجر: 46] « داخل آن شويد در حال امنيت وآسايش.

داخل می شوند ومی گويند:{ وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنَا لَغَفُورٌ شَكُورٌ} [فاطر : 34] «حمد وستايش خداوندی که غم را از ما بر داشت براستی پروردگار ما بسيار بخشنده وسپاسگذار است.

و وقتی که خداوند بخواهد،اهل آتش را داخل آن کند،فرشته ای را نزد آنان می فرستد که ده انگشتری همراه دارد.

بر روی اولی نوشته شده است: داخل آن شويد،که در آن که هيچوقت نخواهيد مرد وزنده نخواهی شد از آن برون نخواهی رفت

بر روی دومی نوشته شده است: در عذاب فرو رويد راحتی برای شما وجود ندارد.

بر روی سومی نوشته شده است : از رحمت من نااميد باشيد.

بر روی چهارمی نوشته شده است : داخل آن شويد در حال غم وانده وحزن ابدی.

بر روی پنجمی نوشته شده است: لباستان آتش،غذايتان زهر تلخ،نوشيدنيتان آب داغ،گاهواره تان آتش وپوششتان هم آتش است.

بر روی ششمی نوشته شده است: امروز اين پاداش شما است به سبب اينکه نا فرمانی مرا کرديد.

بر روی هفتمی نوشته شده است: در آتش برای هميشه عذاب من قرين شما است.

بر روی هشتمی نوشته شده است : نفرين ولعنت بر شما باد. که بطور عمد گناهان بزرگ را مرتکب می شويد. پشيمان نمی گشتيد وتوبه نمی کرديد.

بر روی نهمی نوشته شده است : همراهان شما در آتش برای ابد شياطين هستند.

بر روی دهمی نوشته شده است : از شيطان پيروی کرديد،فقط دنيا را خواستيد،آخرت را فراموش کرديد. وسر انجام اين است جزای شما.

به نقل ازكتاب "توشه راه نجات كلمات قصار پيامبر صلی الله عليه وسلم وخلفای راشدين" نوشته: الحافظ ابن حجر العسقلانی- برگردان: محمد سعيد مجيدي.

|+| نوشته شده توسط هانیه در یکشنبه 1388/07/12 ساعت 4:20 قبل از ظهر |

اولين قربانی آزادی بيان دانمارکی
اولين قربانی آزادی بيان دانمارکی

نويسنده:  شيخ ابو عامر

نوجوان تركى در یکی از خيابان های کپنهاگ پایتخت دانمارک روزنامه فروشی می کرد. شاید اگر موی سیاه و چهره ی شرقی اش او را لو نمی داد این حادثه رخ نمی داد.

بیداری اسلامی: زیر مشت و لگدهای تعدادی نژادپرست دانمارکی "اوزگر دنیس اوزون" شانزده ساله به شدت مجروح شد. وحشی های نژادپرست سپس بی رحمانه او را با اتومبیل خود زیر گرفتند و از محل متواری شدند. اوزگر بر اثر جراحت های وارده جان سپرد.

اقلیت مسلمان در دانمارک این حادثه را اولین ثمره ی جو به دشت نژادپرستانه ای می دانند که مجلات دانمارکی با انتشار آن کاریکاتورها به جود آوردند.

" عبد العليم الفرا" رئیس مجلس اسلامی دانمارک در اولین سخنان خود پس از تشییع جنازه این نوجوان در مصاحبه ای با سایت اسلام آنلاین گفت:

"آیا باید حتما یکی قربانی می شد تا همه بدانند که اینجا فضایی به شدت نژادپرستانه پس از انتشار کاریکاتورهای اهانت آمیز علیه پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم توسط مجلات دانمارکی در حال گسترش است؟"

پلیس سه نوجوان قاتل را دستگیر کرده است.

اوزگر برای کمک به خانواده اش در اوقات فراغت به روزنامه فروشی می پرداخت. سه نوجوان دانمارکی با دیدن او شروع به ناسزاگویی کرده و او را"ميمون سياه"صدا می زنند. اما وقتی با بی اهمیتی اوزگر مواجه می شوند پیاده شده و او را زیر ضربات مشت و لگد و میله می گیرند.

اوزگر بر اثر جراحات وارده و مخصوصا ضربه ای که به سرش وارد شده بود در بیمارستان درگذشت.

برگرفته از صفحه پر بار بيداري اسلامي

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مجلاتی که اوزگر می فروخت به خون او رنگین شد تا خنده دار بودن این نوع آزادی را اینگونه تلخ و رنگین به نمایش بگذارند.

شاید اوزگر فکرش را هم نمی کرد که همین مجلات به او خیانت کنند..

سايت اعجاز علمي.

|+| نوشته شده توسط هانیه در یکشنبه 1388/07/12 ساعت 4:14 قبل از ظهر |

به مناسبت عید سعید فطر

کل عام و انتم بخیر

عید سعید و میمونه فطر را به شما و تمامی مسلمانان جهان تبریک و تهنیت عرض می کنیم

از باری تعالی تمنای قبولی طاعات و عباداتمان را خواهانیم

و امیدواریم که توفیق عمل صالح را به دنبال ماه مبارک رمضان عطا فرماید

و استمرار بر ذکرش

و مارا از رحمت بی کرانش بی نصیب نگرداند

عید بر شما و تمام مسلمین جهان مبارک باد

اتمنی لکم عید سعید و اسئل الله ان یجعلنا من عتقاء شهر رمضان

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط هانیه در سه شنبه 1388/06/31 ساعت 10:27 بعد از ظهر |

مناجات

 

مناجات

الهی لئن سئلتنی عن ذنبی یوما القیامة

 لاسئلنک عن رحمتک ....

الهی لئن سئلتنی عن تقصیری یوما القیامة

لأسئلنک عن عفوک ....

الهی لئن سئلتنی عن غفلتنی یوما القیامة

لأسئلنک عن رحمتک و عفوک...

الهی لئن قذفتنی فی النار یوم القیامة

لأخبرن اهل النار انی احبک ....

اللهم اخل عظیم جرمی فی عظیم رحمتک و عفوک

الهی اگر در روز قیامت از گناهانم سؤال کردی از رحمتت

 سؤال می کنم...

الهی اگر از تقصیراتم در روز رستاخیز سؤال کردی  ازتو در مورد عفو بخششت سؤال می کنم ... 

الهی اگر از غفلتهایم در روز رستاخیز سؤال کردی از رحمتت و عفو بخششت سؤال می کنم ...

الهی اگر مرا در روز رستاخیز در آتش افکندی به اهل آتش و جهنم

خبر می دهم که من تو را دوست دارم...  

پس بار الها جرم های بزرگم را در بزرگی و وسعت عفو

و رحمتت محو فرما

آمیییییییییییین  

|+| نوشته شده توسط هانیه در سه شنبه 1388/06/24 ساعت 7:40 بعد از ظهر |

قنوت در شبهای قدر رمضان
السلام علیکم و رحمه الله
خواهران و بردران ایمانی می توانند از این دعا درقنوت نمازهای تراویح و وتر در شبهای گرانقدر قدر استفاده کنند.



اللّهم اهدِنا فيمَن هَديْت
و عافِنا فيمَن عافيْت
و تَوَلَّنا فيمَن تَوَلَّيْت
و بارِك لَنا فيما أَعْطَيْت
و قِنا واصْرِف عَنَّا شَرَّ ما قَضَيت
سُبحانَك تَقضي ولا يُقضى عَليك
انَّهُ لا يَذِّلُّ مَن والَيت وَلا يَعِزُّ من عادَيت تَبارَكْتَ رَبَّنا وَتَعالَيْت
فَلَكَ الحَمدُ يا الله عَلى ما قَضَيْت
وَلَكَ الشُّكرُ عَلى ما أَنْعَمتَ بِهِ عَلَينا وَأَوْلَيت
نَستَغفِرُكَ يا رَبَّنا مِن جمَيعِ الذُّنوبِ والخَطايا ونَتوبُ اليك
وَنُؤمِنُ بِكَ ونَتَوَكَّلُ عَليك
و نُثني عَليكَ الخَيرَ كُلَّه

أَنتَ الغَنِيُّ ونحَنُ الفُقَراءُ اليك
أَنتَ الوَكيلُ ونحَنُ المُتَوَكِّلونَ عَلَيْك
أَنتَ القَوِيُّ ونحَنُ الضُّعفاءُ اليك
أَنتَ العَزيزُ ونحَنُ الأَذِلاَّءُ اليك

اللّهم يا واصِل المُنقَطِعين أَوصِلنا اليك
اللّهم هَب لنا مِنك عملا صالحاً يُقربُنا اليك

اللّهم استُرنا فوق اللأرضِ وتحت الأرضِ و يوم العرضِ عليك
أحسِن وُقوفَنا بين يديك
لا تُخزِنا يوم العرضِ عليك
اللّهم أَحسِن عاقِبتَنا في الأُمورِكُلها
و أجِرْنا من خِزيِ الدنيا وعذابِ الآخرة
يا حنَّان .. يا منَّان .. يا ذا الجلال و الاكرام

اجعَل في قُلوبِنا نورا
و في قُبورِنا نورا
و في أسماعِنا نورا
و في أبْصارِنا نورا
و عن يميننا نورا
و عن شِمالِنا نورا
ومن فَوقِنا نورا
ومن تحَتِنا نورا
وفي عَظمِنا نورا
و في لحَمِنا نورا
وفي أَنْفُسِنا نورا
و في أَهْلِنا نورا
وفي آبائِنا نورا
و في أُمَّهاتِنا نورا
وفي أَزواجِنا/زَوجاتِنا نورا
وفي ذُرِّيَتِنا نورا
وأَعطِنا نورا
وأَعظِم لنا نورا

واجعَل لنا نورا مِن نورِكَ فَأَنتَ نورُ السّماواتِ وَالأرضِ
يا ربَّ العالمين
يا أَرحَمَ الرَّاحِمين

اللّهم بِرحمَتِك الواسِعَةِ عمّنا واكفِنا شرّ ما أهمّنا وغمّنا
و على الايمانِ الكاملِ والكتابِ والسُّنةِ جَمْعاً توفَّنا
و أنت راضٍ عنّا
وأنت راضٍ عنّا
وأنت راضٍ عنّا

يا خيرَ الرازقين
يا خيرَ الرازقين
يا خيرَ الرازقين

اللّهم انا نسألُك أن ترزُقَنا حبَّك.. وحبَّ من يُحبُّك
وحبَّ كلِّ عملٍ يُقرِّبُنا الى حبِّك
وأن تغفرَ لنا وترحمَنا
واذا أردت بقومٍ فتنةً فاقبِضْنا اليكَ غيرَ مفتونين
لا خزايا و لا ندامة و لا مُبَدَّلين
برحمتكَ يا أرحمَ الراحمين

داوِنا اللّهمَّ بدوائِك واشفِنا بشفائِك وأغْنِنا بفضلِك عمّن سِواك
يا كاسيَ العظامِ لحماً بعد الموت
ارحمنا اذا أتانا اليقين وعرق منا الجبين
و بكى علينا الحبيب والغريب
اللّهم ارحمنا اذا وُورينا التراب وغُلِّقَتِ من القبورِ الأبواب
فاذا الوحشةُ و الوحدةُ
وهوّنِ الحساب

اللّهم ارحمنا اذا حُمِلنا على الأعناقِ وبلغتِ التراقِ وقيل من راق
وظن أنه الفراقُ والتفَّتِ السَّاقُ بالسَّاقِ
اليك يا ربَّنا يومئذٍ المساق

اللّهم ارحمْنا يومَ تُبَدَّلُ الأرضُ غيرَ الأرضِ والسَّماوات
اللّهم ارحمنا يومَ تمورُ السّماءُ موراً و تسيرُ الجبالُ سيراً
اللّهم ارحمنا فانَّك بِنا رحيم
و لا تُعذِّبنا فأنتَ علينا قدير

و الْطُف بنا يا مَولانا فيما جَرَت بِهِ المَقادير
اللّهم خُذْ بأَيدينا اليك أَخْذَ الكِرامِ عَليك

يا قاضِيَ الحاجات
و يا مُجيب الدَّعوات
نَسأَلُكَ يا رَبَّنا رَحمَْةً تَهْدي بِها قُلُوبَنا
اللّهم انصُرِ الاسْلام وَأَعِزَّ المُسلمين
و دَمِّر أَعداءَ الدّين
اللّهم خُذْهُم أَخْذَ عَزيزٍ مُقْتَدِر
انَّهم لا يُعجِزُونَك
أَرِنا فِيهِم يَوماً أَسوداً
أَرِنا فيهِم عَجائِبَ قُدرَتِك
أَرِنا بِهم بَأْسَك الذي لا يُرَدُّ عَنِ القَومِ المُجرِمين

انزَعِ الوَهَنَ وَحُبَّ الدُّنيا مِن قُلوبِنا وأَبدِل بِه يا رَبَّنا حُبَّ الآخِرَة

يا مُغيثُ أَغِثْنا
يا رَحمنُ ارحمنا
يا كَريمُ أَكرِمنا
يا لَطيفُ الطُف بِنا

اللّهم الطُف بِنا في قضائِكَ وقَدَرِكَ لُطْفاً يليقُ بِكَرَمِكَ يا أَكرَمَ الأَكرَمين
يا سمَيعَ الدُّعاء
يا ذا المَنِّ والعَطاء
يا مَن لا يُعجِزْهُ شيءٌ في الأَرضِ ولا في السَّماء
اللّهم ارزُق شبابَ المُسلمينَ عِفَّةَ يوسف عليه السلام
و بَناتَ المسلمينَ طهارةَ مريم عليها السلام
و احفظ نِساءَ المسلمين من شرِّ خَلقِكَ أجمَعين
اللّهم ارزُقنا فأَنتَ خَيرُ الرَّازِقين
و أَعتِق رِقابَنا يا أرحَمَ الرَّاحِمين
ورِقابَ آبائِنا وأُمَّهاتِنا وَمَن كان لَهُ حَقٌ عَلينا
و جميع المُسلِمين والمُسلِماتِ.. المُؤمِنينَ والمُؤمِناتِ.. الأَحياءِ مِنهُم وَالأَموات
انَّكَ يا مَولانا سَميعٌ قَريبٌ مُجيبُ الدَّعَوات
يا أرحَمَ الرَّاحمين
اللّهم صلِّ وسلِّم وبارك على سَيِّدِنا مُحمَّدٍ في الأوَّلين
وصلِّ وسلِّم وبارك عَليهِ في الآخِرين
وصلِّ وسلِّم وبارك عليهِ في كلٍ وقتٍ وكلٍ حين
وفي المَلأِ الأَعلى الى يومِ الدِّين

نَسأَلُكَ يا رَحمنُ أَنْ تَرْزُقَنا شَفَاعَتَهُ وَأَورِدْنا حَوْضَهُ وَاسْقِنا مِن يَدَيْهِ الشَّريفَتينِ شَرْبَةً هَنيئَةً مَريئَةً لا نَظْمَأُ بَعدَها أَبَداً
اللَّهم كما آمَنَّا بِهِ وَلم نَرَه.. فَلا تُفَرِّق بَيْنَنا وَبَينَهُ حتى تُدخِلَنا مُدخَلَه
بِرحمَتِكَ يا أَرحَمَ الرَّاحِمين
واشْفِ مَرضانا وَمَرضى المُسلِمين
و ارْحَم مَوتانا وَمَوتى المُسلمين
و لا تُخَيِّب رَجائَنا يا أَكرَمَ الأَكرَمين
وتَقَبَّل دُعاءَنا وصِيامَنا وقِيامَنا ورُكوعَنا وسُجودَنا
كما نَسأَلُكَ الدَّرَجاتِ العُلا مِنَ الجَنَّة

آمين.. آمين.. آمين

وصلى اللهُ على سيِّدِنا مُحمَّد وَعلى آلِهِ وصَحْبِهِ وَسلّم


منقوووووووووول

|+| نوشته شده توسط هانیه در سه شنبه 1388/06/24 ساعت 6:54 بعد از ظهر |

ماه رمضان

 

ماه رمضان

ای آنکه نگه دوخته بر بزم خدایی

خوش باش بر این شیوه که نور دل مایی

پیداست از این حال که دلداده اویی

زیباست چه بسیار که از خویش رهایی
نشنیده ای آیاکه زند جارچی عرش

گلبانگ, که بازای, که مهمان خدایی
ماه رمضان آمده و مائده بر پاست

دعوت همگا نیست چرا زود نیایی
آن به که زهر خوان دگر چشم بپوشی

زیباست بر افطاز خدا لب بگشایی
غافل منشینید که در عرش خبر هاست

چتری به سر آرید که فری است همایی
خوان کرمش مائده هردو جهانست

آن به که بر این سفره گسترده در آیی
گاهیست به پدرام چرا قدر ندانی

ماهیست  همه بدر چرا ماه نپایی
یک شب که بمقدار به عمریست برابر

آنرا زچه هر سال به عمرت نفزایی؟
خیل ملک آید به سلام تو در این شب

حیف است که بر خاک تو رخسار نسایی
آرند و د مانند به هر روح روانی

آیند و رسانند  همه بدر چرا ماه نپایی
یک شب که بمقدار به عمریست برابر

آنرا زچه هر سال به عمرت نفزایی؟
خیل ملک آید به سلام تو در این شب

حیف است که بر خاک تو رخسار نسایی
آرند و د مانند به هر روح روانی

آیند و رسانند  به هر گوش ندایی
تا صبحد مان پیش تو مانند به تکریم

هر لحظه به سازی و نوازی و نوایی
تنها نه فقط قدر تو تقدیر نمایند

برای خواندن بقیه این شعر زیبا

بر درد دلت میرسد از غیب دوایی
گیرند به تکلیف تو ازحور کنیزی

بخشند به تشریف تو از نور قبایی
جویند به رضوان تو در قرب مقامی

سازند به تمکین تو در خلد سرایی
بر ره سپران مژده همین بس که به فرجام

با روزه برد راه سپر راه به جایی
دعوت که به مهمانی قرب است عزیزان

آن کس بپذیرد  که بر او نیست ریایی
ناظم نه طمعکار سراید غزل اما

هر گفته برد اجری و هر کرده جزایی

منقول

|+| نوشته شده توسط هانیه در چهارشنبه 1388/06/18 ساعت 4:30 بعد از ظهر |

همیشه پاره ای از حزف های من با توست

یا حنان

همیشه پاره ای از حرف های من با توست


همیشه دست نیازم، خدای من با توست


من از دریچه شب های قدر لبریزم


ولی گشودن زنجیر پای من با توست


مرا ببر به تماشای باغ های بزرگ

 
به قصه های رفیعی که جای من باتوست


نه من توأم، نه تو من، هم تو در منی، هم من.

 
که ابتدای من و انتهای من با توست.


همینکه از تو بگویم برای من کافیست.


همینکه پاره ای از حرف های من با توست

منبع : خبرگزاری آینده روشن

|+| نوشته شده توسط هانیه در چهارشنبه 1388/06/18 ساعت 3:58 بعد از ظهر |

جايگاه قرآن آخرين کتاب آسمانی
 

جايگاه قرآن آخرين کتاب آسمانی

نویسنده : خالد ایوبی نیا 

بدرستی که دلها گاه گاه دچار زنگار و پوسیدگی می شوند ، و جلای آن قرآن کریم است ، قرآن سرچشمه ی پر خیر و برکتی است که هرگز کاهش نیافته و پایان نمی پذیرد .

قرآن اساسنامه ای است که جامعه اسلامی در هر وقت و زمان هرچند که علم و تکنولوژی و فکر بشری برای تدوین قوانین دولی و بین المللی به اوج خود رسیده باشد ، می تواند به آن افتخار کند . این قرآن معجزه ای همیشگی برای جامعه اسلامی می باشد ؛ اگر پیامبران گذشته (ع) دارای معجزاتی بودند که با وفات آنان و انقراض قومشان پایان می پذیرفت ، معجزه ی پیامبر اسلام (صلى الله عليه وسلم) برای همه زمانها و همه اقوام و ملتها بوده و هرگز از اعجاز آن کاسته نخواهد شد .

ویژگیهای قرآن  : قرآن کریم با سه ویژگی از دیگر کتابها متمایز می باشد :

1- خداوند حفظ و نگهداری آن را به عهده گرفته و تحریف و تبدیل هر گز به آن راه نیافته و نخواهد یافت  ؛ خداوند می فرماید : « إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ»  ما خود قرآن را فرو فرستاده ایم و خود ما پاسدار آن می باشیم .[ حجر : 9 ]

2- قرآن متضمن منهج و قانونی تکامل یافته می باشد : « مَا فَرَّطْنَا فِي الْكِتَابِ مِنْ شَيْءٍ»  در کتاب ( کائنات ) ما هیچ چیز را فرو گذار نکرده ایم ( و همه چیز را ضبط و به همه چیز پرداخته ایم .[ انعام : 38 ]

3- قرآن کتابی همگانی است و برای همه بشر نازل شده است  .« وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ » ای پیامبر ما تو جز بعنوان رحمت جهانیان نفرستاده ایم  [ انبیاء : 107 ]  پس رسالت پیامبر اسلام (صلى الله عليه وسلم)  رسالتی جهانی بوده است .  اما در مورد دیگر کتابهای آسمانی و رسالت پیامبران  می فرماید : « لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجاً» ( ای مردم) برای هر ملتی از شما راهی ( برای رسیدن به حقایق ) و برنامه ای ( جهت بیان احکام ) قرار داده ایم .  [ مائده 48 ]

فضیلت قرآن :


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط هانیه در چهارشنبه 1388/06/18 ساعت 3:39 بعد از ظهر |

قرآن و گياهان به عدالت صحابه گواهي مي‌ دهند
 

قرآن و گياهان به عدالت صحابه گواهي مي‌ دهند

دكتر نظمي خليل ابو العطا

پژوهشگر در اعجاز گياهي و استاد زيست  شناسي گياهي ، و مدير مركز خدمات فني و تكنيكي ابن نفيس كشور بحرين. 

در كار نويسندگي ما چنين پيش آمد كه از آيات معجزات قرآن كريم و گياه شناسي تفسير علمي آيه 29 سوره فتح تحت عنوان ( كزرع اخرج شطاه ) بيان كنيم. و امروزه ما با اعجاز ديگر در اين آيه و آغازي جديد بفضل خداوند متعال زندگي مي كنيم و آن گواهي گياهان زيبا بر اساس اقرار آيه قرآني شماره 29 سوره فتح براي ياران رسول اكرم (صلي الله عليه وسلم) ميباشد كه آنان ( رضايت خداوند بر ايشان باد ) بعد از رسول الله(صلي الله عليه وسلم) تغيير جهت نداده ، بدعت آفرين نبوده ، بلكه هر كدام از آنان به تنهايي هر جا كه بوده اند نماينده معتمد حضرت رسول الله(صلي الله عليه وسلم) بوده اند و برنامه و رسالت رسول الله(صلي الله عليه وسلم) را دنبال كرده و ابلاغ نموده اند . قبل از اينكه اين معجزه علمي و گواهي گياهي قرآني را بشناسيم ، بر ما لازم است كه بدانيم: توليد و تكاثر گياهان بذري چگونه است؟ از نظر علمي ثابت شده است كه توليد و تكاثر گياهان بذري به دور روش اساسي صورت مي گيرد: روش اول: تكثير جنسي (بذري)

و در اين روش اتحاد ياخته نرينه ( در نطفه بذر) همراه با آميخته ماده (تخمك) براي بدست آمدن گياه جديدي به پايان مي رسد كه تمام صفات و ويژگيهاي اصول (آباء) خود را از آنان به ارث مي برد. ويژگي هاي تكاثر جنسي و بذري
در اين نوع تكاثر (تكاثرجنسي و بذري) انتقال صفات ارثي و ژنتيكي قطعي نيست و از لحاظ محصول هيچ ضمانتي ندارد ، چون گاهي در صفات ارثي و ژنتكي گياه نوزاد تغيير ايجاد مي شود كه كاملاً گياه نوزاد با گياه مادر در صفات ظاهري و ژني متفاوت است . گياه جديد از گياه مادر جدا مي شود و بعد از يخته شدن بذر و دانه رابطه اش نسبت به (گياه مادر) عادتاً قطع مي شود و تحت پوشش درخت مادر تا مدتي طولاني زندگي نمي كند و از آن حمايت نمي كند ، و او را قوي نمي كند بلكه اگر در محيط پيرامون آن برويد مادر را ضعيف و سست مي كند و مدت طولاني مي خواهد تا گياهان جديد به بار بنشينند و ميوه بدهند.
روش تكاثر دوم: تكاثر قلمه اي يا تكاثر غير بذري و جنسي
و اين روشي است كه گياهان بذري با آن ، با بستن ، و شكوفه و پيوند كردن ، و ريشه , و ساقه ، و غيره تكثير مي شوند .خصائص تكثير قلمه اي و غيره
در اين نوع تكثير و پرورش گياهان تازه اي توليد مي شود كه به طور كلي مشابه گياه مادر در تركيت ژنتيكي  و مظهر خارجي هستند گياهان جديد با شكوفه دادن سريع و ثمره دادن تنها در درختان بزرگ و كوچك براي ساخت هرمون شكوفه دهي و غنچه دادن در بافت گياه مادر و منتقل شدنش به گياهان تازه تشخيص داده مي شود .(موضوع هرمون شكوفه زدن و اختلاف شب و روز را در كتاب ما آيات معجزات از قرآن كريم و دنياي گياهان ملاحظه كن)
گياه جديد (جوانه) با تقويت گياه مادر (اصل) و با حمايت آن از مادر ممتاز مي گردد. زمانيكه كه گياه جديد به جا و مكان نو و جديد منتقل شود نسخه بدل برابر با اصل گياه مادر قرار مي گيرد .چه ضرب المثل معجزه قرآن مجيد


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط هانیه در چهارشنبه 1388/06/18 ساعت 3:6 بعد از ظهر |

لکه های پوستی و درمان آنها

 

 هایپرپیگمنتاسیون یا تجمع غیر یکنواخت رنگدانه ها در پوست، یک عارضه شایع اما بی ضرر است که در آن رنگ قسمت هایی از پوست، تیره تر از رنگ عادی پوست در اطراف آن ناحیه می شود. این تیرگی هنگامی رخ می دهد که ملانین اضافی در پوست تشکیل رسوب دهد. ملانین رنگدانه قهوه ای موجود در پوست است که رنگ طبیعی پوست را تولید می کند.  این عارضه رنگ پوست افراد هر نژادی را ممکن است تحت تاثیر قرار دهد.

 لکه های پیری یا لکه های خورشیدی یک شکل رایج از هایپرپیگمنتاسیون هستند که به علت آسیب دیدن پوست در اثر آفتاب ایجاد می شوند. این لکه های تیره معمولاً بر روی دستها و صورت که بیشتر در معرض آفتاب هستند مشاهده می شوند.

 ·              لکه های ملازما و کلازما که از نظر شکل ظاهری شبیه لکه های پیری اما وسیعتر از آنها هستند بیشتر در اثر تغییرات هورمونی ایجاد می شوند. مثلاً حاملگی ممکن است موجب تولید بیش از حد ملانین شده و پوست صورت، شکم و دیگر مناطق بدن را  مبتلا به این عارضه کند. خانم هایی که قرص های ضدحاملگی مصرف می کنند نیز در بدنشان تغییرات مشابهی ایجاد می شود و ممکن است دچار این عارضه شوند. افرادی که این لکه ها واقعاً اذیتشان می کند باید مصرف قرص های ضد حاملگی را قطع نماید. تغییر رنگ پوست ممکن است علت های بیرونی داشته باشد. مثلا بیماری های پوستی مانند آکنه (جوش) بعد از بهبودی ممکن است لکه های تیره بر روی پوست بر جای گذارند. جراحات ایجاد شده در اثر جراحی های پوست هم ممکن است چنین لکه هایی را در پوست ایجاد کند.

·        کک و مک ها، لکه های کوچک و قهوه ای رنگی هستند که همه جای بدن ممکن است ظاهر شوند اما بر روی صورت و بازو رایج ترند. کک و مک یک ویژگی ارثی است.

مواجهه با آفتاب تیرگی این لکه ها را از هر نوعی که باشد تشدید می کند. چرا که ملانین انرژی پرتوهای زیان بار خورشید مانند پرتوهای فرابنفش را جذب می کند تا پوست را  در برابر مواجهه بیش از حد محافظت نماید. نتیجه معمول این فرایند تیره شدن پوست است که باعث تیره تر شدن این لکه ها می شود. به همین علت استفاده از ضد آفتاب یک ضرورت محسوب می شود.  ضد آفتاب باید وسیع الطیف باشد (یعنی جلوی هر دو نوع پرتو فرابنفش UVA و UVB را بگیرد).

یک روز مواجهه بیش از حد در برابر آفتاب، می تواند نتیجه چند ماه درمان را از بین ببرد!

اغلب کرمهای نسخه ای که برای روشن کردن پوست به کار برده می شوند حاوی هیدروکینون می باشند. روشن کننده ها  با کاهش سرعت تولید ملانین قسمتهای تیره پوست را روشن و کمرنگ نموده و به تدریج آن را به رنگ اولیه اش بر می گرداند.  

مقدار هیدروکینون در کرم های روشن کننده نسخه ای دو برابر کرم ها روشن کننده بدون نسخه است. کرم های نسخه ای حاوی ترتینوئین و کورتیزون نیز ممکن است برای لکه های شدیدتر استفاده شوند. این کرم ها ممکن است در پوست های حساس ایجاد خارش نمایند. 3 تا 6 ماه طول می کشد تا اثر درمانی آنها دیده شود. 

امروزه همچنین روشهای درمانی بسیار موثری با استفاده از تکنیک های لیزر در دسترس می باشند. تکنیک های جدید لیزر حتی قادرند بدون ایجاد جای زخم، لکه های پوست را از بین ببرند. البته لازم است قبل از عمل، درمان بر روی یکی از لکه ها به صورت آزمایشی انجام شود چرا که بعضی وقتها نتیجه عمل، لکه ها را حتی بدتر  از آنچه که قبلاً بوده می کند.دختران زیبا برای پوست خود اهمیت زیادی قائل هستند که حاضر به انجام روش های مفید برای مقابله با کک و مک ولکه های پوستی می باشند .

منقول

|+| نوشته شده توسط هانیه در چهارشنبه 1388/06/18 ساعت 2:49 بعد از ظهر |

زیبا ترین چیزها در هستی

 

 

به نام خدا

زیباترین چیزها در هستی

از جمله زیباترین چیزها در هستی این است که :

تو فقط بنده و ملک خدا باشی نه اینکه بنده و ملک

انسان و سنگ و درخت باشی .

 از جمله زیباترین چیزها در هستی این است که :

 بدانچه خدا برتو واجب کرده مسلمان باشی

 و آنچه که تو را از آن نهی کرده ترک کنی و کافری نباشی

که حلال را حرام و حرام را حلال بدانی.

 از جمله زیباترین چیزها در هستی این است که :

تو دارای قلبی باشی که یاد خدا آن را آباد کنی

 و خالی از حقد و حسد ، با تمام آنچه که در اطراف توست

، دوست و رفیق باشی و قلبت قلبی نباشه که

 دارای حقد و حسد و ناپسندی باشه حتی برای خودش .

 از جمله زیباترین چیزها در هستی این است که:

 خوش بین باشی و توقع حدوث خیر داشته باشی 

 چرا که تو ایمان داری که فردایت بهتر از امروزت است.

 از جمله زیباترین چیزها در هستی این است که:

 بر خالقت توکل کنی و تمام هموم و غمها و مشکلاتت را

 به او بسپاری و از او طلب کمک کنی و اعتماد داشته باشی

 که نصر و یاری خدا نزدیک است .

از جمله زیباترین چیزها در هستی این است که:

 لبخند بزنی و لبخند را بر گونه هایت ترسیم کنی

در حالی که همه را در کنارت در حال حزن و گریه می بینی

 و این لبخند از استخفاف و مسخره کردن به آنها نباشد ،

 بلکه از اعتماد به اینکه آنچه از طرف خدا می آید خیر است

 از دنیا و آنچه در آن است و هما نا بعد از تنگی و سختی فرج

 و گشایش است، پس چه تبسمی زدی !!

و تو اعتماد داری که اجرت با خداست ،

 پس لبخند بزن بدانچه خداوند تو را زنده گردانیده

و بنده ای باش راضی بدانچه خدا قسمتت کرده .

 این نعمتی است که پایان نمی پذیرد و به وسیله آن

 خودت را زنده کن و به وسیله آن کسانی که در

 اطرافت هستند را خوشبخت گردان.

 از جمله زیباترین چیزها در هستی این است که:

 دیگران را احساس کنی و برای ناراحتیشان ناراحت شوی

و به شادی و فرحشان شاد شوی

 پس این از اخلاق مسلمان پرهیزگار است

 و اگر برای برادرانت دعا می کنی دائما به خیر باشد

 و اجابت نزدیک است اگر اوقات اجابت را لمس و درک کنی .

 از جمله زیباترین چیزها در هستی این است که:

 باور داشته باشی که بعد از شب و ظلمت روزی است

 که با نورش طلوع می کند و اینکه بعد از این ظلمت و تاریکی

و سلطه و قتل و فتنه ها و ویرانی زمین سبز و زیبا می شود

 و همانا آنچه که نزد خداست بهتر و زیباتر از این است .

 از جمله زیباترین چیزها در هستی این است که :

تو نعمتی ای مسلمان، وجودت در این کائنات و هستی خیری است

 که تمام کافران و مسلمانان را در برمی گیرد

و تاریکی از بین رفتنی است و نور پدیدار می شود

 پس احساس خوشبختی کن و بدان مغرور مشو

و برای طاعت پروردگارت این عالم هستی را مسخّر کن

 تا به بهشت و رضایت و دیدار خداوند برسی .

 از جمله زیباترین چیزها در هستی این است که :

وقتی نگاهت از منظره زیبایی لذت می برد خالقش را شکر کنی

 و بدانی که همانا خداوند زیبایی های این هستی کوچک را

به عنوان یاد آوری تمتع از بهشت پرشکوه و زیبایش آفریده

و این تو را ازکسانی که به دنیا به عنوان جنس و طلا و ثروت

 نگاه می کنند دور می کند

پس با این طرز فکر ویادآوری بهشت برین ، بگذار

که چشمانت از آنچه که خداوند از مناظر زیبا آفریده لذت ببرند

 و خدا را بر این نعمتها شکر کن .

 از جمله زیباترین چیزها در هستی این است که:

 بعد از خواندن تمام این ها توبه کنی و از گناهان

بازگردی  و شکر کنی خدا را و سجده کنی

 برای اینکه از بازگشتگان استغفار کننده هستی

 وشکر و سجده هایت را زیاد کنی چرا که تو از هدایت شدگانی .

 پس آیا زیباتر از اینها پیدا می شه ؟؟؟؟

 دوستان عزیز

به نظر شما هر کدوم از ما جز کدوم دسته ایم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 ام مهند منقول از سایت تقوی

|+| نوشته شده توسط هانیه در پنجشنبه 1388/05/29 ساعت 8:50 قبل از ظهر |

رژيم غذايى دراسلام

 

الدكتور محمد يونس

 رژيم غذايى دراسلام درعصرى كه ما زندگى داريم، Diet يا رژيم غذايى اهميت خاصى به خود گرفته است.

 زيرا برخى بخاطر زيبائى اندام، ودیگرى بخاطر حفظ وسلامت جسمى يك سيستم بخصوص را در خوراك خود رعايت مى كنند كه به اصطلاح آن را رژيم يا Diet مى نامند.

همچنان رژيم غذايى ونيز اجتناب( پرهيز) از خوردن يك گروه مواد خوراكى ( مانند چربى وقند) ويا نگهداشت اعتدال در خوراك در طبابت معاصر مقام مهم دارد، چنانکه متخصصين رژيم غذايى در هر گوشه وكنار شهرهاى كشورهاى غربى وجود دارد ومردم را مى پذيرند وبراى شان نظربه وضع شان رژيم بخصوص توصيه مى كنند.

 ونيز پيوسته در جرايد وپرده هاى تلوزيون كشورهاى مختلف، چه در امريكا، چه در اروپا گزارش وحتى اعلانات مواد خوراكه براى لاغر ساختن نشر وپخش مى شود. اسلام از آغاز ونزول فرآن كريم براى اهل جهان، موضوع رژيم غذايى ومسايل مربوط به آن را در نظر داشته، انتخاب دقيق مواد غذايى مناسب واعتدال در خوراك را به مسلمان حكم مى كند.

 در روشنى احكام قرآن پاك وهدايات احاديث مبارك حضرت محمدصلى الله عليه وسلم دانشمندان اسلام انتخاب دقيق مواد خوراكه مناسب را بحيث تكميل كنند علاج بيمارى ها، براى ترميم وتلافى كمبود بدن، مطالعه و به مسلمانان تقديم كردند.

 رژيم غذايى را در مرحله تطبيق قرار دادند و از آن در علاج بيماران نتايج مثبت به دست آوردند.علماء اسلام رژيم غذايى را در پهلوى درمان بوسيله ادويه در آثار خود، چون جنت طبابت از على بن ربن طنارى( 192ـ 247هـ) كتاب رژيم غذايى از ابوبكر ابن زكريا رازى ( 251ـ 313هـ) كتاب غذاى بيماران را احمد بن ابو شعث فارسى ( 360ـ هـ) كتاب ذخيره خوارزم مشداهى از سيد اسماعيل گرگانى(434ـ 530هـ) وغيره، درج كردند وفصل هاى را به آن تخصيص دادند.

متأسفانه از آغاز قرن 17 كه جامعه اسلامى به انقراض دچارشد وخصوصا از نيمه قرن 19 عيسوى، مسلمانان از جمله كشورهاى شرق ميانه مبتلا به بيمارى غرب زدگى شدند.

بنابرآن اساسات حفظ الصحه اسلامى به مرور زمان در مفكوره ما مسلمانان ضعيف گشت ودر مورد رژيم غذايى به اساسات نظريات غرب واستفاده از طريق غربى پنا برديم واز آن نتايج ناگوار گرفتيم.

 از آنجاست كه دانشمندان اسلام براى مسلمانان آنچه را دين اسلام 1400 سال قبل در مواد خوراكى و رژيم به ما مسلمانان ارزانى فرموده است، ارائه نمائيم.

اميد واريم مسلمانان آنچه را اسلام مقدس ما بما از آغاز زندگى اسلامى بما آموخته، مورداستفاده وتطبيق قرار داده بار ديگر به مانند نياكان خود رژيم غذايى اسلامى را پياده كنيم واز آن مستفيد شويم. مواد خوراكه ورژيم در قرآن كريم وحديث مبارك : از آغاز دين اسلام ، قران كريم مطالبى را كه به مواد خوراكه ورعايت رژيم غذايى ارتباط مستقيم مى گيرند به مسلمانان ارائه داشته ونيز سرور كائنات حضرت محمد پيامبر گرانقدر اسلام به نوبه خود، در اين موارد روشنى بيشتر ارزانى فرموده اند.

 دين اسلام مواد خوراكه مناسب وحلال را از طريق قرآن كريم، به ما مسلمانان معرفى داشته ورعايت نظافت و پاكى مواد غذايى وآب را مورد توجه قرار داده است. ورعيت رژيم وحداعتدال را توصيه مى كند خوردن ونوشيدن برخى از خوراكه ها ونوشابه ها را حرام ياگناه بزرگ دانسته ومصرف آنها را به قاطعيت منع مى كند .

مواد خوراكه كه منشأ حيوانى دارند: قرآن كريم از جمله گوشت چهارپايان اهلى، گوشت حيوانات نرو وماده از قبيل شتر وجوجه اش، گاو وگوساله، گوسفند وبره وبز وبزغاله براى مسلمانان ذكر مى كند كه بحيث نعمت پروردگارما، بر ما ارزانى شده است.

 چنانکه در سورة انعام چنين مى خوانيم:" واز بعضى حيوانات استفاده بار برى وسوارى كنيد واز آنچه رزق شما کرده بخوريد وازپى اغواى شيطان مرويد" . همچنان در آيه بعدى همين سوره حلال بودن گوشت خاندان گاو وگوسفند بصورت واضح تذكار يافته است: " هشت حيوان در هر جوره خداوند خلق كرده است .

بز وگوسفند نر وماده، گاو ونر ماده بگو آيا او اين دو جنس نرو ماده يا جوجه اى كه در شكم مادرهاست كدام يك حرام شده، اگر راست مى گوئيد بر ما مدرك قطعى ارائه دهيد".آنچه به رژیم خوراک ارتباط مستقيم ميگيرد، مفهوم آن از آيه مباركه 154 همين سوره بخوبى اشكار مى شود.

 بگو( اى نبى e) در احكام كه به من وحى شده، من چيزى را كه براى خوردن حرام باشد، نمى يابم، جز آنكه مرده باشد يا خون باشد گوشت خوك كه پليد است ويا حيوانى كه بدون ذكر نام خداذبح كنند.

ودر همين ها كه حرام است، نيز هرگاه كسى از روى ستم ( جبر) به خوردن آنها وادار گردد واز راه تجاوز از فرمان خدا نباشد وبقدر ضرورت صرف كند باز خدا خواهد بخشيد كه همانا خداى تو بخشنده ومهربان". از اين آيه مباركه چنين فهميده مى شود كه دين اسلام در جمله خوردنى ها گوشت حيوان مرده ( اگر به مرگ خود مرده باشد يا كدام عامل ديگر) كه در حقيقت نعش است، خون وگوشت خوك را براى مسلمانان حرام ساخته است .

در باره گوشت حيوان مرده ، يعنى نعش حيوانات، مى توان گفت كه رب العزت انسان را به حيث اشرف مخلوقات خود مى داند ، چنانكه در سوره مباركه التين ( در آيه4) {نين مى خوانيم كه : " ما انسان را در مقام احسن تقويم بيافريد ". چون پروردگار ما خود مى فرمايد كه انسان اشرف مخلوقات مى باشد ممكن نيست انسان نعش خوار باشد. با استناد به علوم معاصر مى توان گفت كه در گوشت حيوان مرده، به زودى جراثيم مختلف جا مى گيرند.

 بنا برآن خوردن گوشت حيوان مرده باعث بروز بيمارى هاى گوناگون شده مى تواند. در باره خون بايد گفت كه خون يگانه ماده عضوى است كه بسيار به زودى جايگاه ميكروب ها مختلف مى گردد. بالآخرة يك محقق آلمانى داكتر( Hnas- Heinrich Reckeweg ) تحقيقات مكمل در باره خوردن طوشت خوك كرده، وتمام امراض كه ناشلى از آن است با دلايل قناعت بخش طورى ارائه داشته كه مشهورترين جريده طبى آلمانى يعنى" Biologische Medein" بچاب رسيده است .

گوشت پرندگان به اندازه اى در دين اسلام نيك پنداشته شده است كه پروردگار ما آن را در جمله مواد خوراكه باشندگان جنت تذكر مى دهد، چنانكه در آيه 21 سورة مباركه الواقعة چنين مى خوانيم: و" براى شان ( اهل جنت ) گوشت پرندگان وهر چيز كه هوس كنند". در جمله گوشت پرندگان كه بصورت عموم تعداد زياد آنها حلال مى باشد در قران كريم گوشت بودنه بحيث نعمت پروردگار" که براد پيروان حضرت موسىu اهدا شده بود" آمده است.

 چنانكه اين مطلب در سورة هاى مباركه بقرة( آيه 57) اعراف (يه 160) طه( آيه 80) آمده است: " وفرستاديم براى تان ترنجبين وبودنه ها را وگفتيم بخوريد از اين روزى هاى پاك وپاكيزه كه به شما داديم ": وبالآخرة دين اسلام به گوشت ماهى ها وديگر حيوانات بحرى توجه خاص داشته وآن را براى مسلمانان توصيه مى كنند .

 چنانكه اين مطلب را در سوره مباركه مائده ( آيه 96) مى يابيم: " براى شما شكار در بحر وغذايى كه آنست حلال گرديد، تا شما ومسافران از آن بهره مند شويد، اما شكار در بيابان تا زمانى كه احرام بسته ايد حرام است وبترسيد از آن خدائى كه باز گشت شما بسوى اوست". از آيه مباركه فوق دو مفهوم بدست مى آيد : يكى اين كه جانوران بحرى وگوشت ماهى ها كه بهترين گوشت ها از نظر رژيم غذايى مى باشند، همه براى مسلمانان حلال اند و خوردن آنها توسط رب العالمين بما توصيه شده است .

وديگر اين كه شكار حيوانات ديگر كه در كوه وبيابان زندگى دارند ، در وقت معين حج خانه كعبه كه مسلمانان احرام مى بندند حرام ساخته شده كه اين خود دو موضوع را افاده مى كند: يكى اين كه در هنگام حج خانه كعبه بحدكافى گوشت قربانى دستياب مى شود كه نبايد اضافه از آن در خوراك زياده روى رخ دهد. ودوم اين كه در زمان حج خانه كعبه بهتر است گوشت ماهى ها يا حيوانات بحرى به مصرف خوراك برسد كه همه زود هضم تر بوده و براى تندرستى مسلمانان مدد مى رساند، بخاطر تشويق مسلمانان در خوردن گوشت ماهى ها در حديث شريف نبىt آمده است : " اولين غذايى كه بخشودگان در جنت خواهند خورد، گوشت وجگر ماهى خواهد بود" بخارى . با مرور سريع احكام دين اسلام در باره خوردن انواع گوشت متوجه مى شويم كه اين دين مقدس اسلام خوردن انواع مختلف گوشت را جايز دانسته ، اما گوشت پرندگان وگوشت ماهى ها را كه براى حفظ سلامت مناسب ترند ترجيح مى دهد. بنا برآن اين دين مقدس از زمانى كه به حضرت نبىصلى الله عليه وسلم نازل گرديد، متوجه رژيم غذايى وحفظ سلامت مسلمانان بوده است .

البته رژيم غذايى منحصر به گوشت جانوران نيست. از آنجاست كه قرآن كريم ونبىr با مواد ديگر خوراكى كه منشأ حيوانى دارند نيز توجه بخصوص داشته اند. مانند شير ، لبنيات وعسل . در باره شير حيوانات قرآن كريم چنين حكم مى كند. ": وبراى شما در مطالعه حال چهار پايان اهلى عبرت خواهد بود كه ( مانند مادر) از شير خود به شما بياشامند ودر آن براى شما منافع بسيارى است واز گوشت آنها نيز مى خوريد".شير غذايى مكمل بوده، در تندرستى وبيمارى، بحيث إذا ورژيم خالص يا بشكل لبنيات در رژيم مورد استفاده قرار مى گيرد. نوشيدن شير وبه خصوص شير مادر، آنقدر در دين اسلام اهميت خاص دارد كه قران كريم به مادران مؤمنه ومسلمانان حكم مى كند تا دوسال كامل نوزاد خود را از شير خود مستفيد گردانند( سوره البقره آيه223): " ومادران بائيست دوسال كامل اطفال خود را شير دهند" .

آن حضرت r به شير ومواد خوراكى كه در صدر اسلام، از شير تهيه مى شد علاقه خاص داشتند چنانكه درمورد شير مى فرمودند: " چه چيز بهتر از دوشيدن يك شتر شيرى كه پستان پراز شير خالص داشته باشد، ويك گوسفند شيرى كه يك ظرف رابراى صبح ويكى را براى شام مملو گرداند" (البخارى) از اين مبارك نتيجه گرفته مى شود كه اگر ميسر باشد، يك گيلاس شير صبح ويك گيلاس هم شام، نوشيده شود، از آن خوراكى بهتر وجود ندارد. حضرت محمد مى فرمودند: " طلبينه روح بيماران را شاد مى گرداند وانده شان را بر طرف مى سازد" صحيح بخارى. طلبينه خوراكى است مانند فرنى كه از گندم، شير وعسل تهيه مى شود و سرزمين عرب بسيار مشهور است. بالآخرة در جمله مواد خوراكى حيوانى قرآن كريم به عسل ( شهد) اهميت خاص قابل است.

از يك سوى يك سوره مباركه قران كريم النحل (آيه 68-69) بنام زنبوران عسل براى حضرت محمدصلى الله عليه وسلم ومسلمانان نازل شده ، از جانب ديگر در سوره مباركه چنين مى خوانيم:" وخدا به زنبور عسل وحى كرد كه در كوه ها ودرختان وسقف هاى بلند منزل گيرند". وسپس از تمام ميوه ها تغذيه كنيد وراه پروردگار تان را به اطاعت بپوئيد ، آن گاه از بطن آنها شربت شيرنى به رنگ هاى مختلف بيرون آيد در آن شفأ مردمان است.

 در اين آيه مبارك مى بينيم كه خداوند به مسلمانان مژده مى دهد كه آنچه از زنبوران عسل يعنى شهد، بدست مى آيد به مانند دارو وشفأ دهنده است . از ىن رو در اكثر نسخه هاى طبابت اسلامى عسل شامل گشته است.

 در اثر تحقيقات، دانشمندان امروزى نيز نيز به مانند اطبأ ودانشمندان اسلامى عسل را بحيث قوت بخش وباز سازنده توصيه نموده وآن را براى در مان زخم معده وبحث ضد ويروس در علاج گريب وبحيث ضد باكتريا براى علاج زخم ها بكار مى برند. كيفيت مواد خوراكه: مقصد از كيفيت مواد خوراكه همانا كواليتى آنست, قرآن كريم در اين زمينه مكررا به مسلمانان تاكيد مى كند كه غذايى پاكيزه وخوب را به مصرف خوراك خود برسانند. چنانكه أيه مباركه 149 سوره البقره متوجه اين موضوع مى باشد .

همچنان كه پاكيزگى مواد خوراكه، چه حيوانى باشد و چه گياهى در دين اسلام مورد توجه بوده وخداوند خوراك ناپاك را بر بندگان خود روا نداشته و استفاده از آب پاك نيز مورد توجه بوده است در سوره بقرة أيه 42 چنين آمده است به اساس همين آيه مباركه است كه دانشمندان دين مقدس اسلامى استفاده از آب سرد چشمه واز آب جارى را توصيه مى كنند.

 حضرت محمدصلى الله عليه وسلم حتى به پاكى ظروفى كه در آنها مواد خوراكه به مصرف مى رسند، توجه خاص داشتند، چناچه هرگاه سگى در ظرف خورده باشد بايد آن ظرف هفت بار قبل از استفاده با آب صاف وپاک شسته شود. زياده روى در خوراك: اولين قدم راه عدم رعايت رژيم زياده روى در خوراك ( پرخورى)است در اين باره حكم قرأن كريم بسيار روشن است چنانكه خداوند مى فرمايد:" بخوريد وبيشاميد واسراف مكنيد كه خدا مسفان را دوست نمى دارد". 

 به اساس احكام وهدايات اسلامى ما بايد از تمام نعمت هاى ذات خداوند كه در زمين خلق شده است بايد استفاده كرد. ازآنجاست كه رژيم غذايى تنها منحصر به مواد خوراكه گياهى، يعنى رژيم هاى نادرست ودوراز احکام اسلامى است، رعایت رژيم هاى منحصر به مواد خوراكى گياهى، باعث ايجاد كمبودى مواد ضرورى در بدن گرديده وجبران آن بسيار دشوار خواهد بود. 

دانشمندان اسلامى كتابها وآثارى زيادى در باره ريم غذايى ومواد خوراكه ترتيب واز خود باقى گذاشتند كه هر گاه كسى خواسته باشد، تا امروز قابل استفاده اند بايد اضافه كرد كه اكثرين اين كتب واثار به زبان هاى مختلف ترجمه شده اند .

 

منقول از سایت اعجاز علمی

|+| نوشته شده توسط هانیه در سه شنبه 1388/05/27 ساعت 5:57 بعد از ظهر |

مصاحبه با عثمان طه؛ خطاط پرآوازه قرآن

مصاحبه با عثمان طه؛ خطاط پرآوازه قرآن عثمان طه - کاتب سر شناس و پر آوازه قرآن در جهان اسلام - اهل سوريه است، وي در شهر مدينه منوره زندگي مي کند. فارسي را هم تقريباً خوب بلد است. گروه سرود و تواشيح قرآني ثقلين طي مسافرتي زيارتي به عربستان، ديداري هم با اين خوشنويس قرآني داشتند و در يک فضاي صميمي با او به پرسش و پاسخ پرداخته اند. گزارش کوتاهي از اين ديدار، به نقل از مجله بصائر تقديم مي گردد. جناب استاد ممکن است بفرماييد فارسي را کجا ياد گرفتيد ؟ من به خط نستعليق فارسي علاقه زيادي دارم و هنگام تمرين بر نوشته هاي فارسي لازم مي شود که معناي کلمات را بفهمم و الاّ هيچ لذتي نمي برم. ديگر اينکه استاد اميرخاني دوست بنده است و من از ايشان و بعضي از دوستان، ضرب المثل هاي فارسي زيادي را ياد گرفته ام. حتماً از گسترش فعاليت هاي قرآني و جايگاه خط حضرتعالي در ايران مطلع هستيد و اينکه قبلاً برادر شما (علي طه)به ايران آمده بود و مصحفي با خط خود به رهبر انقلاب هديه کرده بودند؛ آيا نيامدن شما تا کنون به ايران دليل خاصي داشته است ؟ گمان کنم علاقه من به ايران و ايرانيان و زبان فارسي، نيازي به توضيح نداشته باشد، فارسي سخن گفتنم دليل واضحي است. من غير از زبان عربي با دو زبان فارسي و تا حدودي ترکي آشنا هستم و دليل آن زيبايي خط اين دو است. لفظ، لفظ عرب است، لفظ فارسي شکر است، لفظ ترکي هنر است. من حدود بيست سال است که مقيم مدينه منوره هستم و در چاپ خانه بزرگ قرآن کريم در مدينه مشغول به کار مي باشم و تعهدات شغلي من به گونه اي است که اولاً در طول سال فقط يک ماه مرخصي دارم که در آن وقت محدود فقط فرصت مي کنم وطنم (سوريه) را زيارت کنم و به بستگانم سري بزنم، ثانياً از جمله تعهدات شغلي من اين است که به هيچ کشوري سفر نکنم. و من قول مي دهم پس از پايان تعهد کاريم حتي بدون دعوت هم به ايران خواهم آمد. مدت زيادي است که نام شما ملازم قرآن بوده، شما از چه سني شروع به کتابت قران نموديد؟ بله، مي دانم که خيلي از مردم فکر مي کنند عثمان طه چندين سال است که مرده است و در اين خصوص خاطره اي به ذهنم رسيد و آن اين است که روزي يک نفر در فرودگاه مرا ديد و مشتاقانه احوالپرسي کرد؛ سپس يکي از دوستانش را ديد و او را صدا کرد و گفت: معرفي مي کنم، ايشان استاد عثمان طه نگارنده قرآن است. دوستش گفت: شوخي نکن، عثمان طه دويست سال است که مرده است !! من اولين قرآن را در سن سي سالگي نوشتم و انگيزه اي جز علاقه و خدمت به ساحت قران نداشتم و اصلاً پيش بيني نمي کردم که چنين استقبالي از آن بشود و چنين جايگاهي پيدا کند. مدتي بعد، مرحوم حافظ اسد مرا طلبيد و از من قدرداني کرد؛ من هم يک قرآن نوشتم و به ايشان هديه نمودم. آيا شما براي نوشتن قرآن الگوي خاصي داشتيد ؟ بله، من رسم الخط عثماني را از روي يک قران قديم مصري که در زمان ملک فاروق نوشته شده بود، نوشتم. اما اينکه آخر آيه در آخر صفحه نوشته مي شود، اين را از يک قرآن ترکي ياد گرفتم. نسخه هاي قرآن کريم که هم اکنون در مسجد النبي (صلی الله علیه وسلم) وجود دارد با خط معروف و متداول شما کمي فرق دارد، اين قرآن، جديد است ؟ بله، اين قرآن را اخيراً تمام کردم و به چاپ رسيد و از نظر من نسبت به قرآن قديم، از دقت بالايي برخوردار است و به نظرم حرفه اي تر است و از حيث قواعد خط، اندکي فرق دارد. البته بعد از انتشار اين قرآن، اعتراضات حفاظ قرآن بر انگيخته شد مبني بر اينکه اين خط با قبلي فرق دارد و ما را به اشتباه مي اندازد. من هم گفتم قرآن قبلي براي شما است و حفّاظ جديد از قرآن جديد حفظ مي کنند. آيا شما بر تذهيب دور صفحات، رنگ زمينه قران، دور شماره آيات و… نظارت داريد؟ خوشبختانه تمام اين هنر زيبا را پسرم احمد با مشورت خودم انجام مي دهد. ايشان ليسانس هنر هاي زيبا و گرافيک است و در کارش بسيار وارد است. آيا با ديگر خطاطان معروف ارتباطي داريد ؟ بله، اغلب، دوستان من هستند. من در سال ۱۹۷۳ نزد خطاط بزرگ ترکيه استاد حامد الامدي امتحان دادم و ايشان با خط خودشان گواهينامه ام را نوشتند. من استاد امير خاني، خطاط ايراني را مي شناسم و با ايشان ارتباط دارم؛ همچنين استاد هاشم البغدادي خطاط مشهور عراق، دوست بنده است. اتفاقاً روزي هاشم قرآني نوشت و آن را جهت چاپ به آلمان برد. در آلمان به ذهنش آمد که الفاظ جلاله (الله) با رنگ قرمز چاپ شود و چون آلمانها از فرق بين حرکات کوتاه اگاهي نداشتند، يک کلمه را از الفاظ جلاله الگو و نمونه گرفتند که مفتوح بود به اين ترتيب کليه اسماء جلاله در قران هاشم، مفتوح شد و هاشم خوشحال همراه با چندين کارتون قران بر گشت و خوشبختانه هنگام بر گشت، نزد بنده آمد و يک نسخه چاپي از قرآنش را به بنده هديه کرد و گفت اولين هديه را به تو مي دهم. در همان جا متوجه اشکال آن شدم و گفتم اگر به اين شکل توزيع مي شد هيچکس چاپخانه را مقصر نمي دانست و براي تو مشکل بزرگي ايجاد مي شد. من اولين قرآن را در سن سي سالگي نوشتم و انگيزه اي جز علاقه و خدمت به ساحت قران نداشتم و اصلاً پيش بيني نمي کردم که چنين استقبالي از آن بشود و چنين جايگاهي پيدا کند شما بجز خط نسخ و ثلث با خط ديگري هم آشنايي داريد ؟ من با همه خطها آشنايي دارم و همه آنها را مي نويسم، ولي اعتقاد دارم هر خطاطي، خطي را بهتر از سايرخطوط مي نويسد و تخصص من بيشتر خط نسخ است و امير خاني در نستعليق ماهر است؛ البته يک نکته اي درباره عدم رعايت نکاتي در خط ايراني عرض کنم و آن در نوشتن بعضي از کلمات است ؛ مثلاً نوشتن«اللهم صل علي محمد و آل محمد » نبايد «صلعلي» روي هم باشد ؛ چرا که کاملاً غلط است و هيچ توجيهي ندارد و صحيح آن «صلّ علي» است. اگر خاطراتي داريد بفرماييد ؟ بزرگترين خط من از حيث حجم کاري، زماني بود که دولت لبنان از من خواست بر روي ديوارهاي داخلي و خارجي مسجد الحريري در بيروت آياتي از قرآن را بنويسم ، من در آنجا به متراژ ۸۰۰ متر با خط ثلث آيات قران را نوشتم و از کارهاي ماندگار بنده است. يک خاطره ديگر اينکه در نمايشگاه قران کريم که چند سال پيش در تهران برگزار شده بود و خط بنده هم به نمايش گذاشته شده بود، مسئول غرفه که اهل سوريه بود، برايم تعريف مي کرد که مردم ايران خيلي شما را دوست دارند . چون خيلي از مردم مرا به جاي شما اشتباه گرفتند و تصور کردند که عثمان طه من هستم و مرا مي بوسيدند و عکس مي گرفتند. استاد عثمان طه، کپي پنج لوحه ، از خط خودشان را به ما هديه کرد. لوحه هايي که تاريخ ۱۴۲۷ زير آنها درج گرديده است، به گفته وي، در همان روزي که خدمت ايشان رسيديم و لحظاتي قبل از ورودمان نوشته بود.

 برگرفته ازمجله بصائر/ به نقل سایت پر بار تبیان

 منقول از سایت اعجاز علمی

|+| نوشته شده توسط هانیه در سه شنبه 1388/05/27 ساعت 1:14 بعد از ظهر |

<

the best weblog هانیه