|
منوی اصلی
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم مهر 1387 هفته سوم فروردین 1387 هفته دوم فروردین 1387 هفته اوّل دی 1386 هفته سوم آذر 1386 هفته دوم آذر 1386 جستجو
پیوندها
وب سایت اهل سنت کرمانشاه
تقوا اسراء بنکه ی بیر عمرو خالد فاتح ژینگه روناکی اخوان المسلمین فرقان :: قالب ساز :: آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
هانیه
دینی’ اجتماعی فرهنگی نکته های حکیمانه ی زیر را به خاطر بسپار.
نکته های حکیمانه ی زیر را به خاطر بسپار.
مغزهای بزرگ در باره ی اندیشه ها گفت و گو می کنند.
مغزهای متوسط در باره یرویدادها گفت و گو می کنند.
مغزهای کوچک درباره ی افراد و مسائل مادی گفت و گو میکنند.
مغزهای خیلی کوچک در باره ی خودشان گفت و گو میکنند.
از آداب دعا و اسباب اجابت
از آداب دعا و اسباب اجابت 1- اخلاص در دعا برای خدا یعنی ریا و تزویر نباشد و توقع از دیگری نباشد . 2- با ثنا وستایش خداوند و فرستادن صلوات بر محمد ( ص ) شروع و دعا را باآن تمام کند . 3- اعتماد به دعای خود و عزم داشتن بر آن و یقین داشتن به جواب آن . 4- اصرار کردن و خواستن از خدا در دعا و عجله نکردن برای جواب آن . 5- دعا باید با قلب حاضر و متوجه خدا انجام پذیرد . 6- دعا کردن در زمان شادی و بی نیازی و در زمان سختی و شدت و نیاز . 7- دعا نکردن بر علیه خانواده و مال و فرزندان و جان خود یا نابودی شخص . 8- به غیر از خدا در خواست نکند . 9- با صدای آهسته وشنیدنی باشد . 10- در دعا اعتراف کردن به گناه و طلب بخشش آن از خداوند . 11- بکار بردن کلمات ساده وعدم تکلیف برای بکار بردن کلمات مسجع و سخت . 12- با زاری و فروتنی دعا کند و به رحمت خدا امیدوار و از عذاب او بیمناک باشد . 13- ظلمی که کرده ( حق کسی را خورده ) پس دهد و توبه کند . 14- جملات را سه بار تکرار کند . 15- رو به قبله باشد . 16- دستها را بلند کند . 17- وضو داشتن اگر امکان داشته باشد . 18- زیاده خواهی نکند . ( مثلا : در خواست مقام و منزلت پیامبران ویا در خواست چیزهای نا ممکن ) 19- از خودش شروع کند تا خود را نیازمند جلوه دهد و بعد برای هر کسی که بخواهد . 20- برای توسل کردن و رسیدن به خدا باید به اسماءالحسنی و صفات بزرگ خداوند و یا اعمال صالحه ای که انجام داده است توسل کند و یا مرد صالح زنده ای برای او دعا کند . 21- باید خوردن و آشامیدن و لباس او حلال باشد و از حرام دوری کند . 22- در دعا درخواست گناه و یا قطع رحم نکند . 23- امر به معروف و نهی از منکر کند . 24- دوری از همه ی گناهان . منبع : کتاب (الدعاء من الکتاب والسنه) نوشته ی سعید بن علی بن وهف القحطانی ترجمه: عبد الواحد توفیقی منبع وبلاگ تقوا : http://taghwa.blogfa.com/
برای عملکرد بهتر.
برای عملکرد بهتر. در هر زمان تنها یک کار را انجام بده. مشکل را بشناس. خوب گوش کن. برای دانستن بپرس. معقول را از نا معقول تشخیص بده . اشتباه خود را بپذیر. به اشتباه خود اعتراف من. ساده و روشن صحبت کن. خونسرد باش. لبخند بزن
آنچه درباره وقت به خاطر باید سپرد .
آنچه درباره وقت به خاطر باید سپرد .
وقتی بگذار برای ... وقتی بگذار برای اندیشیدن ، که آن منبع قدرت و نیروست. وقتی بگذار برای بازی و تفریح ، که آن منبع جوانی و جاودانگی است. وقتی بگذار برای مطالعه ، که آن زیربنای خردمندی و فرزانگی است. وقتی بگذار برای نماز، که آن سر چشمه بیشترین توانها و نیروها در زمین است. وقتی بگذار برای مهرورزیدن و محبوبیت، که ایمان چیزی جز عشق و نفرت نیست. وقتی بگذار برای دوستیهای پاک که آن شاهراه خوشبختی است. وقتی بگذار برای خنده ،که آن بهترین روان کننده ی حرکت چرخهای زندگی است. وقتی بگذار برای بخشش و ایثار که زندگی بسیار کوتاهتر از آن است که بتوان خودخواه و خود پسند بود. وقتی بگذار برای کار ، که آن بهای موفقیت است. اما هر گز برای بیهودگی ، بی فایدگی و اتلاف عمر وقت نگذار.
کلمات بسیار مهم در ارتباط موفق
کلمات بسیار مهم در ارتباط موفق
مهمترین شش کلمه « از شما و تلاشهایتان قدردانی می کنم»
مهمترین پنج کلمه « من به شما افتخار می کنم »
مهمترین چهار کلمه « ممکن است خواهش کنم »
مهمترین سه کلمه « نظر شما چیست ؟ »
مهمترین دو کلمه « بسیار متشکرم »
مهمترین یک کلمه « ما »
کم اهمیت ترین کلمه « من »
په ندی پیشینان
دووگوێ و زوبانێ دراوه به تۆ* دووبیسه و یهکێ بڵێ له سهر خۆ*
دوشمنی ناو خۆت ڕهگ دهردهکێشێ* دار پوازی له خۆی نهبێ ناقڵیشێ*
له ههموو ههورێ باران نابارێ * ڕاز کهوته زارێ ، ڕاست کهوتهشارێ*
ئهوهی ئهیهۆێ سهری نهییشێ* بهقهد بهرێ خۆی پێ ڕادهکێشێ*
ادامه مطلب
مطلبی چند
هرکه با پاکدلان، صبح و مسایی دارد دلش از پرتو اسرار، صفایی دارد زهد با نیت پاک است، نه با جامه پاک ای بس آلوده، که پاکیزه ردایی داری شمع خندید به هر بزم ،از آن معنی سوخت خنده، بیچاره ندانست که جایی دارد سوی بتخانه مرو، پند برهمن مشنو بت پرستی مکن، این مُلک خدایی دارد هیزم سوخته، شمع ره و منزل نشنو باید افروخت چراغی، که ضیایی دارد گرگ، نزدیک چراگاه و شبان رفته به خواب بره، دور از رمه و عزم چرایی دارد گوهر وقت، بدین خیرگی از دست مده آخر این در گرانمایه، بهایی دارد صرف باطل نکند عمر گرامی، پروین آنکه چون پیر خرد، راهنمایی دارد
در چار چوب روزت زندگی کن
در چارچوب روزت زندگی کن از جمله خطاهای انسان این است که زمان حاضر بارهای آینده اش را به دوش می کشد و انسان وقتی به فکر فرو می رورد و در آن غرق می شود ، خیلی زود وسوسه ها به ذهن او راه یابند و آن را تبدیل به اندوه و خاطره ای دلگیر می کنند چرا باید شک و اضطراب به انسان راه یلبد ، حال اینکه بهتر است انسان در چار چوب روزش زنگی کند . دیل کارنگی اندکی از تجربیات انسانها ی موفق راذکر می کند ، انسانهایی که به فرداییشان تکیه نکردند بلکه تا چانه در زمان حاضر فرو رفتند و خواسته های آن را بررسی کردند و با این کلمات این روش ، امروز و فردای خود را تأمین کردند و با این کلمات خلاصه ای از تحربیات خود را به ما منتقل کردند، توماس کارلیل اذیب انگلیسی اینچنین می گوید : " ما نباید به اهدافی مبهم که از دور می درخشند چشم بدوزیم ، بلکه اعمال واضح و آشکاری را که در برابر ماست، انجام دهیم ". همچنین دکتر" اسلو " نیز اینچنین می گوید : " ما نباید به اهدافی مبهم که از دور می درخشد چشم بدوزیم ،بلکه باید اعمال واضح و آشکاری را که در برابر ماست،انجام دهیم". همچنین دکتر اسلو اینچنین نصیحت می کند و به شاگردانش در دانشگاه بیل توصیه می کند که روزشان را با این دعای روایت شده از حضرت مسیح شروع کنند :"خدایا از تو می خواهیم نانمان به اندازه باشد که ما را کفایت کند و روزی امروزمان را به ما ببخش ". این استاد به شاگردانش یادآور می شود که دعا فقط برای روزی امروز است و بس، چرا که از حضرت مسیح بر روزی اندکی که دیروز به آن دست یافت افسوس نخورد و فریادنزد که ای خداخشکسالی آمده و ما می ترسیم که پاییز آینده نانی نیابیم !ما به این فکر می کنیم که شغلمان را از دست دادیم چگونه خود و فرزندانمان را سیر کنیم؛ اما آن حضرت برای مصیبت هایی که هنوز نیامده ،ریشان نشد.چون او فقط به دنبال روزی روزش بود و چرا که در در آن روز بیشتر از آن نیاز داشت پیامبر "ص"نیز در این مورد می فرماید :"هر کس با امنیت در خانه خود صبح کند و بدنش سالم باشد و طعام روزش را داشته باشد ، گویا دنیا با هرچه در اوست برایش فراهم شده است".. روایت از ترمذی زمانی که این چیز ها را داشته باشی گویی مالک تمام جهانی ، پس مبادا آنرا کن ارزش بشماری . همانا برخورداری از امنیت و سلامتی و روزی ، نیروهایی هستند که به عقل روشن این امکان را می دهد ا با آرامش و به درستی فکر کند و گاهی مسیر تاریخ را به کلی عوض کند و یا حداقل زندگی یک انسان را تغییر دهد این نعمت ها ضمانتی بزرگ برای انسان است تا برای مدتی بازدهی اش بالا و حرکتش مداوم باشد و بدون هیچ مانعی به راهش ادامه دهد . به راستی تفکر در مورد سختی های آینده ،حماقتی آشکار است .و اغلب این سختی ها اوهامی هستند که بد بینی آن را به وجود می آورد . حتی اگر انسان مطمئن باشد که به مصیبت هایی که انتظارش را می کشد، گرفتار می شود باز هم تباه کردن زمان حاضر با امور آینده خطایی آشکار است و واجب است که انسان روزش را طوری شروع کند که گویی آن روز با زمان و مکانش عالم جدایی است. در واقع با این روش می توان زنگی مطلوبی داشت چرا که آمادگی در زمان حال اساس موفقیت در آینده می باشد . به همین خطر باید پریشانی را کنار بذاریم .
شاعر می گوید : سهرت أعین و نام عیون فی شئون تکون او لا تون ............. چشمانی بیدارند و چشمانی در خواب که بدین ترتیب بعضی به کار ی مشغول و برخی بیکارند. همانا پروردگاری که در دیروزی که گذشت ترا کفایت کرد ، در فدایی که که می آید نیز ترا کفایت خواهد کرد . آیا می دانی چگونه عمر انسان از او سرقت می شود ؟ بدین ترتیب که او از امروز به انتظار فردایش می نشیند و پیوست اینچنین است تا اینک اجلش می رسد و دستش از هر چیزی خالی است .
خداوند در مورد کسانی که عمرشان را بیهوده تلف می کنند و می گذارند روزها از دستشان برود ،می فرماید:" و یوم تقوم الساعة یقسم المجرمون ما لبثوا غیر ساعة " روزی که قیامت بر پا می شود ، گنهکاران سوگند یاد می کنند که جز ساعتی در" دنیاو برزخ" ماندگار نبوده اند .
نقدی بر کمونیسم
اما کمونیستها واقعیت عقاید خویش را به شکل صحیح مطرح نمی کنندحتی در کتابهایی که رهبران فکری آنها دران به طرح مسئله می پردازند خواننده را در دو راهی قرار می دهند و مسائل را به طوری نادرست مطرح می کنند که انسان در انتخاب دچار اشتباه می گردد می گویند اندیشمندان و فلاسفه جهان با توجه به اینکه آیا معتقد به وجودعینی ماده هستند یا نه به دو دسته تقسیم می شوند؛ آنها که به واقعیت خارج از ذهن یعنی ماده اعتقاد دارند ،رئالیست واقع گرا و ماتریالیست می باشند اما کسانی که معتقدند جهانی وجود ندارد و دنیا خواب و جیالی بیش نیست اینها ذهن گرا و خیالباف و ایدئالیست می باشند یا به قول انگلس بنیانگزار ماتریالیست دیالیتیکی آنها که معتقدند ماده مقدم بر روح و اندیشه است ماتریالیسم و دیگران که معتقد به روح و اندیشه بر واقعیت مادی هستند ایدئالیست می باشند. اما راستی آیا اینگونه است؟آیا یک مسلمان حق ندارد که بگوید من معتقد به وجود عینی مادی هم هستم و مالتریالیست هم نیستم یا معتقد به تقدم ماده بر اندیشه بشری هستم و در عین حال ماتریالیست هم نیستم ، این همه فریب و منحرف ساختن اذهان برای چیست ؟ چرا از مواجه شدن با حقیقت می ترسید؟ در کدام کتاب صحیح دینی ذکر شده که خدا روح است تا در صورت اثبات تقدم ماده بر روح ،پیروز گردد! این امر تنها برای اینست که آنچه کمونیستها در سدد انکار آن هستند چیزی به روشنی روز است چون انسان فطرتا به خدا و آفرینش گرایش دارد به همین دلیل اگر معبود حقیقی را هم تحت بدآموزیهای محیط گم کند به عبادت معبودان باطل روی می آورد. کمونیستها هیچ کتابی ذلیل یر رد خدا ندارندو همه جا در سدد بیان چیزی هستند که قبل از پیدایش آنها مورد اذعان و توجه بشر بوده است. چون انسان در دنیا زندگی کرده وبادیگران و طبیعت در ارتباط بوده و محال است در چنین وضعی منکر چنین حقیقتی باشد تنها تنها چیزی که مورد مورد استناد آنها قرار می گیرد اینست که ما در بررسیهای خویش خدا را نیافته ایم نه اورا دیده ایم ، نه حس کرده ایم و نه درآزمایشگاه مشاهده نموده ایم اما واقعیت این است که نیافتن و ندیدن ، هیچ وقت دلیل بر نبودن نیست خدایی که اهل اسلام به آن معتقدند خالق ماده و جسم است بنا بر این قابل مشاهده جسمانی و اشاره حسی نیست و اگر در آزمایشگاه هم چیزی یافت شود آن خدا نیست. ما همچنان که از فعل به فاعل واز اثر به مؤثر پی می بریم با عقل خویش ، خدا را می یابیم ، ماده نیازمند و فاقد شعور و ادراک را نمی توانیم خالق طبیعت و هستی با آن همه تنوع و کثرت و نظم و ارتباط و هماهنگی بدانیم. چیزی که در ذات خویش فاقد همه چیز است نمی تواند واجد آن همه باشد : ذات نایافته از هستی بخش کی تواند که شود هستی بخش قرآن می فرماید: ( أم خلقوا من غیر شیئ أم هم الخالقون ) طور35 عقل بشری نمی پسندد که انسان از هیچ خلق شود و معلول تصادف باشد وماده با این همه نقص که ناشی از ذات اوست نمی تواند واجد صفت خالقیت باشد لذا جهان را خالقی است به نام ( الله ) که انسان و جهان مخلوق او هستند و او ذاتی است متصف به همه صفات صفات کمال وخالق همه نظم و هماهنگی و آفریدگار همه چیز است.
احکام سحر و کهانت
احکام سحر وکهانت الحمد لله وحده واصلاة والسلام علی من لا نبی بعده ، بعد: با توجه بهبا توجه به کثرت شعبده بازها در دوران اخیر، از کسانی که مدعی علم طب هستند و از طریق سحر و گهالت (غیبگویی و پیشگویی) به مداوا و معالجه (افراد ) می پردازند و در بعضی از شهرها پراکنده هستند و از انسان های ساده لوح و جاهل سودجویی می کنند. تا به منظور نصیحت خدا و بندگان خدا از خطر بزرگی که اسلام و مسلمین را (تهدید می کند) از این کار متذکر شوم ، زیرا اینکار نوعی تعلق و رابطه با غیر الله دارد و مخالف با دستور خدا و رسولش است. با استعانت از الله می گویم: به اتفاق ، مداوا و معالجه امری جایز است و مسلمان می تواندبه پزشک بیماریهای داخلی و جراحی یا روانی و مانند اینها مراجعه کند تا بیماری او را تشخیص داده وبا داروهاییکه از نظر شرعی جایز هستند و درعلم پزشکی کاربرد دارند بیماری را معالجه نماید ؛ زیرااین کار از باب استفاده از اسباب عادی است و منافی با توکل به خدا هم نیست ، وو خداوند هیچ بیماری را نفرستاده مگر اینکه داروی او را هم فرستاده ، شناخت دارو بستگی به افراد دارد ، در عین حالی که خداوند شفا و بهبودی بیماری بندگان خود را در حرام قرار نداده است. حال که چنین است بیمار اجازه ندارد تا نزد کاهنان ، همان کسانی که مدعی شناخت امور غیبی هستند برود واز چنین افرادی بخواهد بیماری او را تشخیص دهند همانگونه که اجازه ندارد تا آنان را در گفته هایشان تصدیق نماید زیرا این افراد که بدون دلیل صحبت می کنند ، یا جنها را به حضور خود می طلبند تا در خواسته های خویش از آنان کمک بگیرند ، واین افراد که مدعی علم غیب هستند در کفر و گمراهی قرار دارند ، امام مسلم درکتاب صحیح خودروایت می کند که پیامبر (ص) فرمود : ( من أتی عرافا فسئله عن شیئ لم تقبل له صلاة أربعین یوما ) ترجمه : هرکس نزد فالگیری برود واز او چیزی سؤال کند ، نماز چهل روز او قبول نمی شود . وعن أبی هریره عن النبی (ص) قال : (( من أتی کاهنا ً فصدقه بماأنزل علی محمد )) رواه ابو داود ترجمه: هر کس پیش کاهنی (غیبگویی) آمد و اورا در آنچه که می گوید (و پیشبینی) تصدیق کرد ، بر آنچه که بر محمد نازل شده کفر ورزیده است . وعن عمران بن حصین (رض) قال : فال رسول الله (ص) : (" لیس منا من تطیر أو تطیر لهأو تکهن أو تکهن له ، أو سحر أو سحر له ، ومن أتی کاهنا فصدقه بما یقول فقد کفر بما أنزل علی محمد ") رواه البزار بإسناد جید ترجمه : پیامبر : کسی که فال بد زند یا برای او بد فالی زده شود ، یا پیشگویی کند یا برای او سحر پیشگویی کرده شود ، یا سحر کند یا برای او سحر کرده شود از ما( مسلمانان) نیست، و هرکسی که پیش کاهنی (غیبگویی) آمد و اورا در آنچه که می گوید تصدیق کرد ، برآنچه که بر محمد نازل شده کفر ورزیده است . در این احادیث شریف از رفتن پیش فالگیرها و غیبگوها و امثالشان واز سؤال و تصدیق آنان منع شده و بر چنین کارهایی وعید بیان شده ، بنابر این متولیان امور و مسؤلین و نهادهی دیگر که دارای قدرت و توان هستند وظیفه دارند از رفتن پیش غیبگوها و فالگیرها و چنین افرادی جلو گیری کنند و آنان را از اینکه در بازار و جاهای دیگر چیزی به مردم بدهند باز دارند و سر سختانه منکر چنین کارهایی باشند وکسانی راکه نزد این افراد رفت و آمد می کنند نیز باز دارند ، جایز نیست که چون این افراد در بعضی از کارهایشان راستگو در می آیند و یا چون دیده می شود افراد زیادی نزد چنین کسانی رفت و آمد می کنند مردم (فریب چنین افرادی را بخورند ،زیرا اینها انسانهای جاهل و نادانی هستند که تأسی و پیروی از چنین افرادی جایز نیست .
نقدی بر کمونیسم از دیدگاه اهل سنت و جماعت
جریانات غیردینی و حرکتهای انحرافی موجودطرفداران کمونیسم و حرکت های مبنی بر این ایده بیشترین دشمنی را با اسلام دارند ولی بخاطر انحراف در اندیشه های دینی مردم و گاهاً اغفل شدنشان توسط دشمن ویا جاهل ماندن نسبت به عقاید دشمنانشان آنگونه که شایسته مردم مسلمان و معتقد به اصول اساسی اسلام است توجه لازم به آن نشده چه بسا روی داده مسلمانی چون نردبان ترقی برای این دشمنان قسم خورده اسلام عمل نماید یه همین خاطر در صدد برآمدیم که بصورت موجز و مختصر اجمالی از اندیشه کمونیسم و شیوه ها و راه کردهای آنها را در دعوت مورد بحث قرارمی دهیم و ضمنا در مورد غیر واقی بودن ادعاهایشان و ÷ایبند نبودن خود کمونیستها در عمل به آن سخن بگوییم تا باشد که این مجمل راه راه توشه ای برای ما و چراغی بر فراز راه مسلمانان در مواجه با این مدعیان نجات و رستگاری باشد که ایمان به الله تنها در صورت نفی هرگونه گرایش به غیر اسلامی تحقق می یابد چنانکه الله تعالی می فرماید: ( فمن یکفر با لطاغوت و یريؤمن باالله فقد استمسک با العروة الوثقی ) اذا باید ایمان را بر اساس نفی تمامی ادیان و افکار و عقاید و مکاتب غیر اسلامی بنا نمود چنانکه همین مسئله شعار اساسی رسول الله "ص " در دعوتش هنگام مواجه با کفار بود آنگاه که فرمود:( قولوا لا إله إلا الله تفلحوا ) مارکسیسم از مطرح کردن واقی مسئله طفره می روند اصل اساسی و بنیادی کمونیسم از لحاظ اعتقاد که بسان رکن رکین برای بقیه اصول کمونیسم به حساب می آید ماتریالیسم است و به همین خاطر کمونیسم ها با توجه به این اصل اعتقادیشان گاها ماتریالیست نیز خوانده می شوند ماتریالیسم یعنی طرداران ماده اصطلاحا به کسانی گفته می شود که معتقدند ماده تنها واقیت موجود است و بجز ماده در جهان هیچ چیز وجود ندارد اگر هم مواردی چون ذهن و عواطف و عقل و...مشاهده می گردد ناشی از ماده و ترکیبات مادی است و در تعریف ماده نیز رهبران این مکتب اعلام می دارند ماده چیزی است که حجم دارد و فضا را اشغال می کند ودر زمان موجود است و با این تعریف خط بطلان بر تمامی اندیشه ها د عقاید دینی می زند ، چون وقتی واقعیت موجود را در ماده منحصر می گرداند دیگر در چنین اندیشه ای جایی برای حضور ایمان به غیب و اعتقاد به وجود خداوند و مسئله ای به نام جهان آخرت مطرح نخواهد شد حال صزف نظر از نادرستی آن هر کس که ماتریالیست شد بدین معنی است که با تمام عقاید دینی در شکل درستش که انبیای الهی واسطه تبلیغ ان بوده اند وداع کرده است چون ممکن نیست کسی ماتریالیست باشد وبه خدا و رسالت پیامبران و قیامت و عوالم غیب نیز مغتقد باشد لذا این فکر و اندیشه با دین، درست در مقابل هم قرار دارند و اجتماعشان محال است است و بت پرستان و مشرکان عرب و عجم در قدیم و جدید وجه اشتراکشان با اهل اسلام نزدیکی یک موحد معتقد به رسالت محمد "ص" از یک کمونیسم است . بنا براین بر مسلمانی لازم است که طرفداران این عقیده و ایده را تا زمانی که بر ان قرار دارند کافر بنامد و معملات زندگی خویش را با آنها بر مبنای روابطی که اسلام ما بین یک کافر و یک مسلمان مقرر کرده است قرار دهد .
اسلام ما، همان اسلام نخستین است
اسلام ما، همان اسلام نخستین است جواب قاطع ما این بود: اسلامی که ما به آن ایمان داریم و به سوی آن دعوت می کنیم به شهری یا دوره ای یا کشوری و زمانی یا نژادی و مذهب خاصی ارتباط ندارد. بلکه اسلام ما همان اسلام اولیه می باشد . اسلام قرآن و سنت، اسلام محمد " ص" . هرکس بخواهد اسلامی که به آن دعوت می کنیم را بشناسد، باید قرآن را بگشاید و آیه های آنرا تلاوت کند تا بفهمد که به چه چیزی دعوت می کنیم و باید به سنت صحیح پیامبر و کتابهی صحاح سته رجوع نماید تا بداند اسلامی که بدان دعوت می کنیم کدام اسلام است.
اینان می خواهند مارا به قراءتی از اسلام ملزم کنند که خود آنها می خواهند. تا در پشت پرده برای خدشه دار کردن به آن دلیلی داشته باشند. روزی بعضی از انها گفتند:آیا می خواهید مارا به دوران حجاج ثقفی بر گردانید؟ آیا می خواهید ما به دوره پادشاهی برگردیم که گفت: "هرکس به من بگوید از خدا بترس، گردنش را می زنم؟ "آیا می خواهید ما را به چنین و چنان برگردانید؟ ایشان به دنبال انحرافات تاریخی می گردند تا گناهان آن را بر اسلام تحمیل نمایند. چه شگفت آور است! جرا می خواهید گناهان حجتج ثقفی و امثال او، این طاغوتیان و منحرفین را برگردن اسلام تحمیل کنید؟ و تعجب اینجاست که وقتی به آنها می گوییم: ابوبکر صدیق و عمر بن خطاب و عثمان و علی و عمربن عبدالعزیز و غیره ...در جواب می گویند: این لحظات تکرار نشدنی هستند. یعنی انحرافات بر اسلام حمل می شوند ولی استقامت و عدالت وبهداشت اسلام را نادیده می گرفته و به آن توجه نمی کنند. این چه منطقی است؟ می گویند: می خواهید ما را به دوره پادشاهی که گفت هر کس به من بگوید : از خدا بترس گردن اورا می زنم، برگردانید چرا ازاین گفته – اگر چنین نقلی صحت داشته باشد – یاد می کنید. و نمی گویید ما می خواهیم به دوره امیری برگردیم که وقتی به او گفته شد:از خدا بترس. در جواب گفت: " اگر چنین سخنی را بر زبان نیاورید،هیچ خیر و برکتی در ما نیز وجود ندارد. " و او کسی جز عمر نبود. چرا نمی گویید: چرا نمی گویید: ما می خواهیم به دوره امیری بر گردیم که گفت: " تا زمانی که من در میان شما از خداوند اطاعت کردم از من اطاعت نمایید و اگر مرتکب معصیت و گناه شدم اطاعت از من بر شما واجب نیست.اگر خوب عمل کردم مرا یاری دهید و اگر گناه کردم مرا راست گردانید. " واو کسی جز ابوبکر نبود. و همچنین امیری که گفت: " هرکس از میان شما کجی و ناراستی از من مشاهده کرد مرا راست واستوار گرداند. " واین هم سخن کسی جز عمر خطاب نبود. و هنگامی که به او گفته شد: " اگر کجی و ناراستی را در تو دیدم قطعا شمارا با لبه تیز شمشیرمان راست می گردانیم." گفت حمد و سپاس خدایی را که در زیر دستان عمر کسی را قرار داده که کجی وناراستی عمر را با لبه شمشیرش راست می کند." اینان می خواهند اسلامی را به تصویر بکشند که باب میل و مزاج خودشان باشد، تا خدشه وارد شدن بر اسلام سهل و آسان باشد. به همین دلیل ما می خواهیم بگوییم: اسلامی که به آن ایمان می آوریم و به سوی آن دعوت می کنیم، کدام است ؟.
به کدام اسلام دعوت می کنیم
به کدام اسلام دعوت می کنیم ؟ جنگ سختی در کشور های مختلف عربی و اسلامی بین دعوتگران اسلام و مادیگرایان به راه افتاد که متأسفانه نتیجه تهاجم استعمارگرانی است که مدت زمان زیادی بر سر زمین مسلمانان حاکمیت پیدا کرده بودندو تلاش کردند که هویت و مبانی این امت را از ریشه برکنند و سیستم ها، برنامه ها، آأاب و رسوم و افکار وارداتی خود را بر آن تحمیل کنند واستعمار زمانی که سایه شوم خود را از سر ما برداشت و از مملکت ما بیرون رفت به دنبال خود کسانی را به جای گذاشت که در مسیر مشخص شده آن حرکت می کردند و به سان آن گام برمی داشتند و از میان فرزندان مسلمانان، شاگردان و جوجه هایی پرورش داد که فقط به طور ارثی مسلمانند. ما آنان را مسلمان جغرافیفیی می نامیم که در سرزمین مسلمانان متولد شده و رشد و نمو کرده اند هر چند مغز و فکر آنان غیر اسلامی است، آنان به بسیری از آنچه که حرکت های تبشیری و نصرانی آرزو می کردند، جامه عمل پوشاندند، زیرا سران این حرکت ها از پیش می گفتند :درخت اسلام تنها به وسیله فرزندان مسلمانان از ریشه کنده می شود! اینان می خواهند مسلمانان بون اسلام زنده باشند واگر چیزی از اسلام برای آنها باقی مانده فقط منحصر به درون و وجدان فرد باشد. یعنی اسلام به یک رابطه شخصی بین انسان و پروردگارش تبدیل گردد و از قفسه سینه تجاوز نکند و اگر از محدوده درون و سینه خارج شد در حدو مرز مسجد باشد و از ان تجاوز نکند. حتی برای مسجد نیز آزادی قائل نیستند، تا کلمه حق در آنجا گفته شود> وفقط مسجد و منبرهای کنترل شده اجازه فعالیت دارند و بایستی فعالیت مسجد نیز تحت نظارت قدرت حاکمه باشد.اسلامی که آنان مخواهند نباید آزاد بشد، بلکه تنها باید نظام حاکم به آن اجازه دهد وانگونه که می خواهند برای آن قالب تعیین کنند. اینان کسانی هستند که در سایه پیمن های استعماری رشد و نمو کرده اند وبا این شیوه پرورش یافته اند که :بر داعیان اسلام که به اسلم شامل و کامل دعوت می کنند خرده می گیرند وآنها را قبول ندارند و اوصاف زشت و قبیحی را به اسلام می افزایند تا آنهارا به وحشت اندازند و از فعالیت باز دارند . همیشه در فکر ابتکار واختراع صفتی زشت برای مسلمانان هستند. در زمان قدیم ، اسلام را ارتجاع و بعدها آنرا تندرو و یا افراطی نامیدند و اکنون آنرا تروریسم یا اصول گرا یا اسلام سیاسی می نامند و نمی دانیم فردا چه اسم ها و عناوینی را برای اسلام اختراع می کنند! ما دیگران را دیده ایم که مواضع خود را تغییر می دهندف همانگونه که مارها پوست خود را تغییر می دهند. بعضی وقتها آشکارا به اسلام حمله می کردندو می گفتند: اسلامی را که بوسیله احکامش مارا مقید سازد و ارزشهایش را بر ما تحمیل کند نمی خواهیم. و به گفته خود افتخار می کردندو هیچ بیم و شرمی نداشتند و با صراحتی که بر ان حرص می ور زیدند، می گفتند: ما می خواهیم وجب به وجب و گام به گام به دنبال غرب حرکت کنیم. و تمدن غرب را اعم از خوبی ها و بدی هایش و شیرینی ها وتلخی هایش و هر آنچه از آن پسندیده یا ناپسند، دوست داشتنی یا تنفرزا ست، بگیریم.. شعار آنان تا مدت زمانی این چنین بود ..و اکنون که در مقابل جریان ریشه دار اسلام خواهی ودر مقابل این لشکر از خود گذشته واین موج اسلامی که در هر جایی سرکوب شده، ور مقابل بیداری اسلامی که قوام واستواری آن در تمامی ممالک اسلامی بر پسران و دختران جوان و با فرهنگ متکی است، شکست خورده اند، توانایی آنرا ندارند که بگویند: اسلام را رد می کنیم و خودسان را در پناه ادعاهای بی اساس و ساختگی که بر هیچ منطقی استوار نیست،مخفی کرده اند. امروز چه می گویند ؟ می گویند: شما ما را به اسلام دعوت می کنید، اما این اسلامی که مارا به آن دعوت می کنید چیست؟اسلام ها زیادند!! این سخن را از اساتید مستشرق ویهودی خود گرفتند. که گمان می کنند نزد مسلمانان یک اسلام یافت نمی شود. بلکه اسلام های زیادی وجود دارند و با توجه به تعداد مکان و زمان و اقوام و مذهب و گرایش ها، اسلام نیز متعدد است: اسلامآسیایی و اسلام آفریقایی. اسلام عربی و اسلام هندی یا ترکی. اسلام امویان و اسلام عباسیان و اسلام عثمانی. اسلام صوفی ها و اسلام سلفی ها. اسلام سنی ها واسلام شیعه ها... و غیره. اینان این ادعارا از رهبران، تحلیلگران و برنامه ریزان مستشرق و یهودی خود گرفتند و گفتند: ما را به کدام اسلام دعوت می کنید ؟ همانطور که سخنگوی آنها به نمایندگی از طرف گروه های لائیسم در کنفرانسی که در دهه های هشتاد در قاهره با آنها بر گزار کردیم گفت: به کدام اسلام ما را دعوت می کنید؟ اسلام سودان یا ایران؟ اسلام پاکستان یا عربستان؟ وگاهی اوقات اسلام را به اشخاص نسبت می دهند. اسلم نمیری یا اسلام خمینی یا اسلام ضیاء الحق!! وگاهی اوقات می گویند: اسلام روحانیون ؟ یا اسلام نظامیان یا اسلام پادشاهان؟ دور نمای اسلام
حقایق مورد اتفاق
حقایق مورد اتفاق قبل از اینکه وارد موضوع اصلی شویم ، دوست دارم به حقایقی که در بین همه کسانی که به اسلام پایبندند و بر آنها اتفاق نظر حاصل شده و یا اینکه شایسته است بر آنها اتفاق نظر حاصل شود اشاره نماییم. 1- بزرگترین نعمتی که خداوند آن را به ما ارزانی فرموده همانا نعمت هدایت یافتن به اسلام می باشد . خداست که مارا از گمراهی رهانیده و به راه راست هدایت کرد ، پساز جهل و نادانی به ما علم و دانش بخشید و به وسیله اسلام از تاریکی ها بیرون آمده و به سوی نور و هدایت راهیاب شدیم ، اسلام از میان ما دعوتگران بشریت به سوی خیر و نیکی و معلمین امتها را جهت ایجاد یکتا پرستی و عدلت و نیکوکاری به وجود آورد و خداوند بزرگوار راست فرموده اند آنجا که می فرماید : الیومَ اکمَلتُ لکُم دِینَکم و اتممتُ علیکم نعمتی ورضیتُ لکم الإسلام َ دینا " امروز دین شما را برایتان کامل کردم و نعمتم را بر شما تکمیل نمودم واسلام را به عنوان آیین خداپسند برای شما برگزیدم . مائده :3 2-هنگامی که ما با خردی بیدار ، و دلی پر ازایمان و نیت پاک و دست های وضودار این دین را حس و لمس کردیم در آن صورت رابطه مستحکمی ایجاد شد و همین رابطه ، اخلاق پاک و دانشهای سودمند و اعمال صالح و جوامع با فضیلت و تمدنی با ثبا ت را به بار آورد .و دشمنان قبل از دوستان به آن شهادت و گواهی دادند . و خداوند این امت را در پی امتها و مملکت هایی که قبل از آنها دارای تمدنهای بزرگتر اما گمراه و منحرف و ستم پیشه و فاسد بودند آورد. واین امت هدایت و استقامت و عدالت و شایستگی رانمایانگر ساخت." ولقد کتبنا فی الزّبور من بعد الذّکر أنّ الأرض یرثها عِبا دیَ الصّالحون ما علاوه بر قرآن ،در تمام کتب نوشته ایم که بی گمان زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد. "انبیا :105 3- جزر و مد ، توانایی و ضعف، پیری و شکست، توسعه و رکود، شکوفایی و پژمردگی، وحدت و تفرقه و همه اینها منوط به مقدار نزدیکی یا دوری این امت نسبت به اسلام است و همچنین به مقدار پایبندی این امت نسبت به اسلام ویا کم توجهی به آن بستگی دارد و این یکی از حقایق ثابت تاریخ است. با مطالعه و بررسی در دوره های درخشانی همچون زمان خلفای راشدین و عمر بن عبدالعزیز و اوایل دوران عباسیان وزمان نورالدین محمود وصلاح الدین ایوبی و امثال اینها که دینداری معمول و جهاد در راه آن رواج داشت، این حقیقت دبه وضوح به چشم می خورد. 4- هیج محرکی نمی تواند همچون اسلام این امت را به حرکت در آورد و هیچ نیرو و قدرتی همچون اسلام توان بسیج آن را ندارد. و تنها اسلام است که می تواند روح را در کالبد آن بدمد وبه جسد مرده آن حیات بخشد .. عوامل وحدت را در آن برانگیخته وپس از تفرقه های موجود دو باره بدان یکپارچه گی ببخشد.. انگیزه های جهاد را در آن شکوفا می نماید، به دنبال ضعف، قوت و یکپارچگی و بنبال سکون بدان تحرک می بخشد وبعد از خواب آن را بیدار می سازد و بالاخره برای اینکه امت ما زنده گردد وبه قوت و یکپارچگی دست یابد و بتواند نقش خود را به نحو احسن ایفا نماید امیدی جز برگشتن آن به اسلام و به کارگیری راه حل اسلامی وجود ندارد. جهت رسیدن به این حقیقت ها بید پیراون دین اسلام به عنوان مصدر قوت و عزت و افتخار امت به کاوش و تحقیق پرداخت، تا آن را به عنوان هدف و منهج عملی انتخاب و به عنوان رمز اتحاد و یکپارچگی و بر انگیزاننده به کار گیریم. اگر ما برای خود ونسل های آینده و پیشرو و امت های دیگر کع خداوند دعوت وهدایت انها را بر دوش ما نهاده، طالب خیر و سعادت هستیم، هرگز نباید در این اصول اختلاف نظر داشته باشیم. تمام این بحث ها زمانی سودمند و ثمر بخش است که اسلام را آن گونه که بهترین نسل های این امت درخشان ترین سده های اولیه اسلام در این زمان زندگی صحابه و تابعین درک کردند، درک نماییم زیرا درک و فهم صحیح هر چیز رمز موفقیت در آن است،درک سالم اساس و زی بنای عمل سلم است و دعوت مردم به سوی اسلام قبل از هر جیز نیازمند فهم صحیح ودرک سالم است. منبع : دورنمای اسلام علایم و نشانه ها تالیف : یوسف قرضاوی
پندهای دوگانه
1- از حضرت رسول اکرم ( صلی الله علیه وسلم )روایت است که : دو خصلت از همه خصائل بر تراند : 1- ایمان به خداوند بزرگ 2- نفع رساندن به مسلمانان . و دو خصلت از همه خصائل بدتر و زشت تر هستند 1- شریک قرار دادن و انباز گرفتن برای خداوند بزرگ . 2- ضرر رساندن به مسلمانان . 2- رسول الله ( صلی الله علیه وسلم ) فرموده اند : 1- مجالست و مصاحبت علما بر شما لازم است . 2- گوش دادن به پند و اندرز آنان ، زیرا خداوند بزرگ آنچنانکه زمین مرده را به آب باران زنده می گرداند ، قلب مرده را هم به نور حکمت و دانش زنده می کند . 3- از ابو بکر صدیق ( رضی الله عنه ) : کسی بدون توشه وارد قبر می شود ، مانند کسی است بدون کشتی بر دریا سوار شود . 4- از عمرفاروق ( رضی الله عنه ) : 1- عزّت و عظمت دنیایی به مال و ثروت است . 2- عزّت و آسایش آخرت به اعمال صالح و رفتار و کردار نیک است . 5- از عثمان بن عفان ( رضی الله عنه ) : 1- اهمیّت به دنیا سبب تاریکی و ظلمت قلب است . 2- اهمیّت به آخرت عامل نورانی شدن قلب است . 6- از علی بن ابی طالب ( رضی الله عنه ) : 1- کسی در جستجوی علم باشد ، بهشت در جستجوی او است . 2- کسی در جستجوی گناه باشد ، آتش دوزخ در جستجوی او است . ابو بکر صدیق ( رضی الله عنه ) در تفسیر آیه ی ( ظَهَرَ الفَسَادُ فِی البَرِّ وَ البَحر ) (1) « فساد در خشکی و دریا آشکار شد ». فرموده اند : برّ ( خشکی ) همان زبان است . و بحر ( دریا ) همان قلب می باشد . وقتی که زبان فاسد شود مردم برایش گریه می کنند .
مجموعه کودک مسلمان از دیدگاه اهل سنت
بنی الاسلام علی خمس :شهادة أن لا إله إلا الله و أن محمدا رسول الله ، و إقام الصلاة ، و إیتاء الزکاة و حج البیت و صوم رمضان . اسلام روی پنج ستون بنا شده است : گواهی دادن به اینکه خدایی نیست به جز خدای یگانه و اینکه محمد فرستاده خداست ، اقامه نماز پرداخت زکات ، حج خانه خدا و روزه ماه رمضان . ای کودک با صفا ارکان اسلام را یکی یکی نام ببر از اولش تا آخر ارکان اسلام این است به ترتیب این چنین است کلمه طیّبه نماز و دیگه روزه زکات بر اغنیا حج شخص توانا اولیای گرامی، مربیان محترم : بر ماست که از همان ابتدا کودکان را با ارکان و ستونهای دین اسلام آشنا سازیم ستون هایی که ساختمان اسلام بر آنها استوار است و بدون آنها نه دینی وجود دارد نه اسلامی . ارایه مثال های ساده و کودکانه در فهماندن ارکان اسلام به کودکان بسیار مؤثر است مثل تشبیه ساختمان اسلام به خیمه ای که پنج ستون دارد ،ستون وسط نمایانگر کلمه طیبه که بدون آن اصلا خیمه استوار نمی شود چهار ستون دیگر که در زوایا قرار دارند هم بیانگر نماز ، روزه ، زکات و حج است که با سقوت هر کدام خیمه یک طرفه و کج می شود . توحید لا إله إلا الله محمّد رسول الله " نیست خدایی جز خای یگانه و محمد فرستاده ( پیامبر) خداست کلمه طیبه رکن نخست دینه آهای آهای بچه ها همه بگین یک صدا لا إله إلا الله محمد رسول الله خدا واحد و یکتاست پیامبرش مصطفاست اولیای گرامی ، مربیان محترم لا اله الا الله محمّد رسول الله نیست خدایی جز خای یگانه و محمد فرستاده ( پیامبر) خداست . چه زیباست این کلمه چه شیواست این کلمه با این کلمه کفر ، ایمان می شود شرک توحید و ظلمت نور می شود چه زیباست و چه آسان تلفظ آن ، این کلمه همواره باید ورد زبان مؤمن و مونس دل و قرین وجودش باشد ، لا اله الا الله برنامه زندگی مؤمن است در بدو تولد ، این کلمه از طریق ازان بارها در گوش نوزاد مسلمان تکرار می شود تا زندگی با این کلمه آغاز گردد و در دم مرگ و هنگام احتضار هم این کلمه به مؤمن تلقین می شود تا با این کلمه دار فانی را وداع گوید . تکرار این کلمه به صورت دسته جمعی و با آهنگی زیبا ، در خانه یا مدرسه یا غیره یا تکرار آن به صورت سرودی زیبا با تک خوانی کودکی خوش آواز و تکرار بقیه ،ایمان را در دلها تازه می کند . بار إلها " لا إله إلا الله محمّد رسول الله " را آخرین ورد زبانمان در وقت مردن بگردان . پیامبر اکرم (ص) می فرماید : " من قال لا إله إلا الله خالصا من قلبه دخل الجنّة " کسی که خالصانه از قلبش لا إله إلا الله بگوید داخل بهشت می شود .
برنده و بازنده
به نام خدا برنده متعهد می شود بازنده وعده می دهد وقتی برنده ای مرتکب اشتباه می شود، می گوید " اشتباه کردم " وقتی بازنده ای مرتکب اشتباه می شود ، می گوید : " تقصیر من نبود " برنده بیش از بازنده کار انجام می دهد ، ودر انتها باز هم وقت دارد . بازنده همیشه " آنقدر گرفتار " است که نمی تواند به کارهای ضروری بپردازد. هراس برنده از باختن به آن اندازه نیست که بازنده باطنا از برنده شدن دارد. برنده به بررسی دقیقیک مشکل می پردازد، بازنده از کنار مشکل گذشته ، وآن را حل نشده رها می کند . برنده می گوید بیا برای مشکل راه حلی پیدا کنیم بازنده می گوید هیچ کس راه حلی را نمی داند .
دانستنی ها
|