|
منوی اصلی
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
هفته سوم آبان 1388
هفته اوّل آبان 1388 هفته دوم مهر 1388 هفته چهارم شهریور 1388 هفته سوم شهریور 1388 هفته چهارم مرداد 1388 هفته چهارم اسفند 1387 هفته سوم مهر 1387 هفته سوم فروردین 1387 هفته دوم فروردین 1387 هفته اوّل دی 1386 هفته سوم آذر 1386 هفته دوم آذر 1386 جستجو
پیوندها
وب سایت اهل سنت کرمانشاه
تقوا اسراء بنکه ی بیر عمرو خالد فاتح ژینگه روناکی اخوان المسلمین فرقان عباد الرحمن سايت تقوي :: قالب ساز :: آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
هانیه
دینی’ اجتماعی فرهنگی نقدی بر کمونیسم
اما کمونیستها واقعیت عقاید خویش را به شکل صحیح مطرح نمی کنندحتی در کتابهایی که رهبران فکری آنها دران به طرح مسئله می پردازند خواننده را در دو راهی قرار می دهند و مسائل را به طوری نادرست مطرح می کنند که انسان در انتخاب دچار اشتباه می گردد می گویند اندیشمندان و فلاسفه جهان با توجه به اینکه آیا معتقد به وجودعینی ماده هستند یا نه به دو دسته تقسیم می شوند؛ آنها که به واقعیت خارج از ذهن یعنی ماده اعتقاد دارند ،رئالیست واقع گرا و ماتریالیست می باشند اما کسانی که معتقدند جهانی وجود ندارد و دنیا خواب و جیالی بیش نیست اینها ذهن گرا و خیالباف و ایدئالیست می باشند یا به قول انگلس بنیانگزار ماتریالیست دیالیتیکی آنها که معتقدند ماده مقدم بر روح و اندیشه است ماتریالیسم و دیگران که معتقد به روح و اندیشه بر واقعیت مادی هستند ایدئالیست می باشند. اما راستی آیا اینگونه است؟آیا یک مسلمان حق ندارد که بگوید من معتقد به وجود عینی مادی هم هستم و مالتریالیست هم نیستم یا معتقد به تقدم ماده بر اندیشه بشری هستم و در عین حال ماتریالیست هم نیستم ، این همه فریب و منحرف ساختن اذهان برای چیست ؟ چرا از مواجه شدن با حقیقت می ترسید؟ در کدام کتاب صحیح دینی ذکر شده که خدا روح است تا در صورت اثبات تقدم ماده بر روح ،پیروز گردد! این امر تنها برای اینست که آنچه کمونیستها در سدد انکار آن هستند چیزی به روشنی روز است چون انسان فطرتا به خدا و آفرینش گرایش دارد به همین دلیل اگر معبود حقیقی را هم تحت بدآموزیهای محیط گم کند به عبادت معبودان باطل روی می آورد. کمونیستها هیچ کتابی ذلیل یر رد خدا ندارندو همه جا در سدد بیان چیزی هستند که قبل از پیدایش آنها مورد اذعان و توجه بشر بوده است. چون انسان در دنیا زندگی کرده وبادیگران و طبیعت در ارتباط بوده و محال است در چنین وضعی منکر چنین حقیقتی باشد تنها تنها چیزی که مورد مورد استناد آنها قرار می گیرد اینست که ما در بررسیهای خویش خدا را نیافته ایم نه اورا دیده ایم ، نه حس کرده ایم و نه درآزمایشگاه مشاهده نموده ایم اما واقعیت این است که نیافتن و ندیدن ، هیچ وقت دلیل بر نبودن نیست خدایی که اهل اسلام به آن معتقدند خالق ماده و جسم است بنا بر این قابل مشاهده جسمانی و اشاره حسی نیست و اگر در آزمایشگاه هم چیزی یافت شود آن خدا نیست. ما همچنان که از فعل به فاعل واز اثر به مؤثر پی می بریم با عقل خویش ، خدا را می یابیم ، ماده نیازمند و فاقد شعور و ادراک را نمی توانیم خالق طبیعت و هستی با آن همه تنوع و کثرت و نظم و ارتباط و هماهنگی بدانیم. چیزی که در ذات خویش فاقد همه چیز است نمی تواند واجد آن همه باشد : ذات نایافته از هستی بخش کی تواند که شود هستی بخش قرآن می فرماید: ( أم خلقوا من غیر شیئ أم هم الخالقون ) طور35 عقل بشری نمی پسندد که انسان از هیچ خلق شود و معلول تصادف باشد وماده با این همه نقص که ناشی از ذات اوست نمی تواند واجد صفت خالقیت باشد لذا جهان را خالقی است به نام ( الله ) که انسان و جهان مخلوق او هستند و او ذاتی است متصف به همه صفات صفات کمال وخالق همه نظم و هماهنگی و آفریدگار همه چیز است.
|